شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٦ - ١٠٠٨٥ وصول الناس من وصل من قطعه
ترك كند از براى امرى كه مهم او نباشد چنانكه مكرر مذكور شد.
١٠٠٨١ ورع المرء ينزهه عن كل دنية.
پرهيزگارى مرد پاكيزه مىسازد او را از هر دنيه يعنى هر صفت پستى كه نقص و عيب او باشد.
١٠٠٨٢ وفور الدين و العرض بابتذال الأموال موهبة سنية.
تمامى دين و عرض بنگاه نداشتن اموال عطيهايست بلند مرتبه، يعنى كسى كه دين و عرض خود را تمام و كامل نگه دارد باين كه بذل اموال كند از براى آنها، اين صفت عطيهايست بلند مرتبه كه باو عطا شده.
١٠٠٨٣ وصول معدم خير من جاف مكثر.
پيوند كننده بىچيز بهترست از قطع كننده مالدار، يعنى كسى كه بقدر مقدور صله و احسان برادران بجا آورد هر چند بى چيز باشد بهترست از براى فرا گرفتن جهت دوستى و مصاحبت از مالدارى كه ببرد از دوستان وصله ايشان بجا نياورد.
١٠٠٨٤ وجه مستبشر خير من قطوب مؤثر.
روى شكفته بهترست از درهم كشيده اكرام كننده، يعنى روى شكفته هر چند اكرام نكند بهترست از روى درهم كشيده كه اكرام كند[١].
١٠٠٨٥ وصول الناس من وصل من قطعه.
پيوند كننده مردم كسيست كه پيوند كند كسى را كه بريده باشد او را يعنى پيوند كننده و احسان كننده حقيقى مردم را يا از ميانه مردم كسيست كه پيوند كند و احسان كند كسى را كه او بريده باشد از او وصله او بجا نياورد و اگر نه پيوند كردن
[١] - مناسب اين مقام است گفته سعدى:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|