شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٠٩ - شرح اخبار طينت
پس باعتبار اختلاف طينت چرا مختلف نشود؟! و أيضا باعتقاد حكما فيضان هر نفس بهر بدنى باعتبار استعداد و قابليت آن بدن است و هر چند مزاج بدن بوحدت و اعتدال نزديكتر باشد نفس فايض بر او أكمل و أفضل باشد، و بنا بر اين ظاهرست كه بدنى كه از طينت خوب خلق شده باشد استعداد و قابليت نفسى دارد أشرف و أفضل، و بدنى كه از طينت بد خلق شده باشد مستعد نفسى است أخس و أنقص، پس اختلاف ابدان بالاخره منشأ اختلاف أفعال و اعمال تواند شد، و بنا بر اين تصحيح آنچه مذكور شد كه اگر از طينت خوب خلق مىشد شخصى ديگر بود نيز مىتوان كرد، زيرا كه هر گاه فيضان نفوس بحسب استعداد و قابليت ابدان باشد پس ظاهرست كه اگر بدن شخصى كه از طينت بد خلق شده از طينت خوب خلق مىشد آن نفس كه دارد بر آن فايض نمىشد بلكه بايست كه نفسى ديگر أشرف و أكمل بر آن فايض شود و بنا بر اين ظاهرست كه شخص آن شخص نبود بلكه شخصى ديگر مىبود، و ممكنست نيز كه «طينت» در احاديث مذكوره بر «گل» حمل نشود بلكه مجازا مستعمل شده باشد بر نوع جوهرى كه نفس از آن خلق شده يا بمعنى خلقت و جبلت باشد كه آن نيز بمعنى طينت است چنانكه مذكور خواهد شد و بنا بر اين مراد اين باشد كه: نفوس مؤمنين از جوهرى خلق شده مناسب عليين، يا خلقت و جبلتى دارد مناسب آن، و نفوس كفار از جوهرى ديگر مناسب سجين يا خلقتى و جبلتى دارد مناسب آن، و بنا بر اين نيز هر دو اشكال دفع شود چنانكه بر متأمل منصف ظاهر گردد و الله تعالى يعلم.
و چون گزارش سخن بر سبيل اجمال در اين باب شد أولى و أنسب آن مىنمايد كه بعضى از احاديث مزبوره نقل و شرح شود تا انطباق آنها بر تأويل مذكور ظاهر گردد بنا بر اين چند حديث از آنها از كتاب كافى ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى طاب ثراه كه معتبرترين كتب احاديث اصحاب ما رضوان الله عليهم است نقل مىشود.