شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٥ - تكمله
اما سند بعضى از آنها معتبر است مثل حديث دويم كه سند آن صحيح است و حديث هشتم كه ظاهر اينست كه موثقى است كالصحيح، و حديث نهم كه حسنى است كالصحيح، و حديث دهم كه حسن موثقى است كالصحيح، و أيضا كثرت آنها بمرتبهايست كه قدر مشترك آنها قريب بتواتر شده و در طرق اهل سنت نيز احاديث بر وفق آنها وارد شده نهايت بسا باشد كه باعتبار اين معنى بعضى از آنها بر تقيه محمول تواند شد و الله تعالى يعلم، تمت و آلاؤه عمت.
[تكمله]
در آخر هر سه نسخه اين فايده بعنوان تكمله كتاب نقل شده است:
«فائدة- در اصطلاح متأخرين علما راويان حديث اگر همه عادل و امامى مذهب باشند آن حديث را صحيح گويند، و اگر همه عادل باشند أما امامى مذهب نباشند يا بعضى از ايشان امامى نباشد آنرا موثق گويند، و اگر همه امامى باشند اما عادل نباشند يا بعضى از ايشان عادل نباشد اما هر كه عادل نباشد او را مدحى كرده باشند آنرا حسن گويند، و هر چه غير اينها باشد آنرا ضعيف گويند، و حسن موثق كه ما گفتيم آنست كه بعضى راويان عادل غير امامى باشد و بعضى غير عادل ممدوح امامى، و حديث هشتم را كه موثق كالصحيح گفتيم باعتبار اينست كه يكى از راويان آن ابان بن عثمان است و اگر چه او را غير امامى شمردهاند نهايت اجماع اصحاب نقل كردهاند بر صحت حديث او، و حديث نهم را كه حسن كالصحيح گفتيم از آن راه است كه يكى از راويان آن ابراهيم بن هاشم است و اگر چه او را توثيق نكردهاند اما مدحى زياد كردهاند قريب بتوثيق، و گاهى او را در احاديث صحيح مىشمارند، و چون راويان حديث دهم ابراهيم و ابان هر دو هستند آنرا حسن موثق كالصحيح گفتيم، منه دام ظله العالى (يا «منه رحمه الله»)».