شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٣ - حديث دهم
حديث شريف و در امثال آن، و تأويل اين بچند وجه ممكن است.
يكى- اين كه اين بر سبيل تمثيل و تخييل باشد و مراد اينست كه از روى كمال عنايت اراده اين امور كردند مانند كسى كه خود بدست خود چنين كند، يا اين كه تعبير شده از اراده بدست، باعتبار اين كه مردم كارها بدست خود ميكنند پس جارى شده است كلام با ايشان بر طريقه ايشان و به آن چه ايشان مىفهمند و تشبيه شده است معقول بمحسوس از براى زيادتى تمكن معنى در نفس.
دويم- اين كه فاعل آنها جبرئيل بوده و چون بفرمان حق تعالى بوده نسبت باو داده شده و بنا بر اين «يد» بر حقيقت محمول مىتواند شد.
سيم- اين كه «يد» اينجا بمعنى «دست» نيست بلكه بمعنى قوت و قدرت است كه آنها نيز از معانى حقيقيه «يد» است چنانكه اهل لغت گفتهاند.
«پس ناگاه ايشان مىجنبيدند» يعنى حيات بر ايشان فايض شده بود و حركت مىكردند، «پس أمر كرد اهل دست چپ را» يعنى اشرار را كه طينت ايشان در دست چپ حضرت جبرئيل بود چنانكه در حديث سابق مذكور شد، يا اين كه نامه اعمال ايشان در قيامت بدست چپ ايشان خواهد آمد، يا اين كه چون دست راست اشرف و اقوى است از دست چپ بآن اعتبار شايع شده كه خوبان را «اهل دست راست» گويند و بدان را «اهل دست چپ» چنانكه در شرح حديث سابق مذكور شد، «پس برگردانيد ايشان را گلى» يعنى برگردانيد هر دو فرقه را بصورت اول، و حيات از ايشان بر طرف شد و گل شدند چنانكه بودند، و خلق فرمود از آن گل مركب از گل هر دو فرقه حضرت آدم (ع) را، «پس استطاعت ندارند اينها» در توضيح حديث هشتم شرح اين شد و تطويل كلام باعاده آن در كار نيست، «پس مىبينند كه بدرستى كه رسول خدا ٦» مثل اين عبارت در احاديث اكثر اوقات در جائى مستعمل شود كه مردم چنان دانند و چنان نباشد، و در اينجا حمل بر آن نتواند شد و بايد بر اين حمل شود كه ملائكه و انبيا و اوصيا : مىدانند و گويا بمعاينه مىبينند