شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨٨ - ١١٠٤٢ يمشون الخفاء، و يدبون الضراء، قولهم الدواء و فعلهم الداء العلياء، يتقارضون الثناء و يتقاربون الجزاء، يتوصلون الى الطمع باليأس، و يقولون فيشبهون، ينافقون فى المقال و يقولون فيوهمون
١١٠٤٢ يمشون الخفاء، و يدبون الضراء، قولهم الدواء و فعلهم الداء العلياء، يتقارضون الثناء و يتقاربون الجزاء، يتوصلون الى الطمع باليأس، و يقولون فيشبهون، ينافقون فى المقال و يقولون فيوهمون.
راه مىروند در نهانى، و حركت ميكنند پنهان در ميان درختان پوشاننده، سخن ايشان دواست و كار ايشان درد سختيست كه دوا ندارد، قرض مىدهند بيكديگر ستايش را و نزديك ميشوند جزا را، مىپيوندند بسوى طمع بنوميدى، و مىگويند پس مشتبه مىسازند، نفاق ميكنند در گفتار و مىگويند پس بوهم مىاندازند.
«راه رفتن در نهان» مثل است از براى كسى كه در مقام مكر و حيله باشد، و همچنين «حركت كردن در ميان درختان كه درهم رفته باشند و بپوشانند كسى را كه در ميان آنها برود» و مراد اينست كه كار ايشان مكر و حيله است با مردم، و «سخن ايشان دواست» باعتبار اين كه آنچه از راه حيله مىگويند همه موعظه و امر بمعروف و نهى از منكرست از براى اين كه مردم را فريب دهند به آنها، و «كردار ايشان بر خلاف آن درد سختيست كه دارند كه دوا ندارد باعتبار اين كه أعمال ايشان اعمال فاسقان و گمراهانست، و «قرض مىدهند بيكديگر ستايش را» يعنى مدح و ستايش يكديگر ميكنند تا اين كه هر يك مدح كند ديگرى را او نيز مدح كند او را تا اين كه مردم بآن مدحها فريب خورند و گمان خوبى ايشان كنند، و «نزديك ميشوند جزا را» يعنى بوسيله آن مدح و ستايش نزديك ميشوند جزا و پاداش را كه همان مدح و ستايش آن ديگر باشد يا پاداش ديگر نيز كه هر يك بديگرى بجزاى مدح آن مىدهد، و در نهج البلاغه «يتراقبون» بجاى «يتقاربون» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: توقع مىدارند جزا را، و اين ظاهرترست، و مراد به «جزاء» يا همان مدح و ستايش آن ديگريست يا جزا و پاداش ديگر كه بيكديگر مىدهند چنانكه مذكور شد، يا مراد اينست كه هر يك توقع جزا و پاداش از حق تعالى