شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٠ - ١٠٣٢٦ لا تطلبن طاعة غيرك و طاعة نفسك عليك ممتنعة
١٠٣٢٢ لا تصحبن أبناء الدنيا، فانك ان أقللت استثقلوك، و ان أكثرت حسدوك.
مصاحبت مكن زينهار با پسران دنيا، پس بدرستى كه تو اگر بى چيز باشى كم مىشمارند، ترا و اگر مالدار باشى رشك برند بر تو.
١٠٣٢٣ لا ترغب فى خلطة الملوك، فانهم يستكثرون من الكلام رد السلام، و يستقلون من العقاب ضرب الرقاب.
رغبت مكن در اختلاط پادشاهان، پس بدرستى كه ايشان بسيار مىشمارند از كلام جواب دادن سلام را، و كم مىشمارند از عقاب ضرب رقاب را يعنى زدن گردنها را.
١٠٣٢٤ لا تسىء الخطاب فيسوءك نكير الجواب.
بد مكن خطاب را پس بد آيد ترا جواب بد، يعنى اگر خطاب بد كنى جواب بد شنوى و بد آيد ترا آن.
١٠٣٢٥ لا تسرعن الى بادرة وجدت عنها مندوحة.
شتاب مكن بسوى تنديى كه يافته باشى از آن توسعه يعنى ضرور نباشد آن از براى تو و بى آن توانى چاره كار خود كرد.
١٠٣٢٦ لا تطلبن طاعة غيرك و طاعة نفسك عليك ممتنعة.
طلب مكن زينهار فرمانبردارى غير خود را و حال آنكه فرمانبردارى نفس تو بر تو ممتنع باشد يعنى منع پذير باشد مراد اينست كه كسى كه نفس او فرمانبردار او نباشد ديگران كى فرمانبردار او گردند، پس اگر كسى خواهد كه مردم فرمانبردار او