شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠١ - ١٠٣٢٨ لا تمنعنكم رعاية الحق لاحد عن اقامة الحق عليه
گردند بايد كه نفس خود را فرمانبردار خود گرداند تا مردم نيز بفرمان خدا فرمانبردار او گردند.
١٠٣٢٧ لا تعجلن الى تصديق واش و ان تشبه بالناصحين، فان الساعى ظالم لمن سعى به، غاش لمن سعى اليه.
تعجيل مكن زينهار بسوى تصديق واشى و هر چند خود را شبيه ساخته باشد بنصيحت كنندگان، پس بدرستى كه ساعى ستم كننده است از براى كسى كه سعايت كرده او را، و غش كننده است مر كسى را كه سعايت بسوى او كرده، «واشى» و «ساعى» سخن چينيست كه بدگويئى كه كسى كسى را كرده باشد باو نقل كند و مراد اينست كه تعجيل نبايد كرد در تصديق او هر چند خود را شبيه بدوستان صاف ساخته و اين سخن چينى را از براى اظهار اين ميكند، زيرا كه چنين كس نسبت بهر دو طرف بد ميكند، ستم كننده است نسبت بكسى كه سعايت او كرده و سخن او را نقل كرده زيرا كه او را بعقوبتى گرفتار مىسازد، و صاف نيست نسبت بكسى كه سعايت بسوى او ميكند زيرا كه او را بخشم مىآورد و متصدى انتقام مىسازد، اگر صاف مىبود با او اظهار نمىكرد باو تا او آلوده آن نشود، زيرا كه انتقام اگر زياده از گناه او باشد ظلم و ستم باشد و اگر به آن قدر يا كمتر باشد اگر چه جايز باشد نقص و ناخوش باشد پس كسى كه با كسى صاف باشد چرا او را بر چنين كارى دارد.
١٠٣٢٨ لا تمنعنكم رعاية الحق لاحد عن اقامة الحق عليه.
منع نكند شما را زينهار رعايت حق از براى احدى از بر پا داشتن حق بر او، يعنى چنين مكنيد زينهار كه از براى رعايت حقى كه كسى بر شما داشته باشد اقامت نكنيد حقى را كه بر او باشد از حقوق حق تعالى يا ديگران، و باز خواست نكنيد آنرا از او بسبب آن رعايت.