شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٩ - ٩٦٠٢ ما تساب اثنان الا غلب ألأمهما
٩٥٩٩ ما أبعد الميت من الحى لانقطاعه عنه.
چه دور است مرده از زنده از براى بريده شدن او از او، مراد از اين دو فقره مباركه تعجب است از كمال نزديكى زنده بمرده باعتبار لاحق شدن باو و رسيدن باو از عقب او بزودى زود، و كمال دورى مرده از زنده باعتبار بريده شدن او از او بالكليه بعنوانى كه خبرى هم از او نمىتواند گرفت.
٩٦٠٠ ما أمن عذاب الله من لم يأمن الناس شره.
ايمن نباشد از عذاب خدا كسى كه ايمن نباشند مردم شر او را.
٩٦٠١ ما أغش نفسه من ينصح غيره.
غش نكرده با نفس خود كسى كه نصيحت كند غير خود را، مراد مدح كسيست كه غير خود را نصيحت كند باين كه البته با نفس خود نيز غش نخواهد كرد و صاف خواهد بود با او و منع خواهد كرد او را از آنچه ضرر رساند باو، پوشيده نيست كه اين در وقتيست كه در واقع غرض او نصيحت او باشد و منع او از گناهى جهت خلاصى او از عذاب و عقاب آن، نه از براى مصلحتى از براى خود در كردن آن نصيحت، زيرا كه كسى كه غم غير خود خورد و نخواهد كه او گرفتار گناهى گردد پس بطريق اولى غم خود خواهد خورد و خود را از آن باز خواهد داشت، و اما اگر نصيحت او از براى مصلحتى باشد از براى خودش در كردن آن نصيحت مثل شهرت بخوبى و بأمر بمعروف و نهى از منكر و فرمانفرمائى مردم و امثال آنها پس آن دليل غش نداشتن با خود نمىشود بلكه آن عين غش با خودست پس بنا بر اين اگر واعظى عمل بموعظه خود نكند مناط اعتراضى بر اين كلام معجز نظام نخواهد بود.
٩٦٠٢ ما تساب اثنان الا غلب ألأمهما.