شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦٦ - ١٠٥٥٦ لا سبيل أشرف من الاستقامة
واجبى شبانه روزى باشد و مراد اين باشد كه: آنها بهترين عبادتهاست چنانكه در أحاديث ديگر نيز وارد شده، و ممكن است كه مراد مطلق واجبيها باشد و مراد اين باشد كه اداى همه آنها بهترين عبادتهاست و اگر كسى اداى همه آنها كند و در سنتيها اهتمامى نكند بهترست از اين كه در سنتيها اهتمام زياد كند نهايت بعضى واجبها را فوت كند.
١٠٥٥٤ لا قربة بالنوافل اذا أضرت بالفرائض.
نيست قربتى بنوافل هر گاه ضرر رسانند بفرائض، مراد به «فرائض» و «نوافل» فرايض و نوافل شبانه روزى باشد و اين كه هر گاه نوافل آنها ضرر رساند بفرايض آنها، مثل اين كه باعث تأخير آنها شود از وقت فضيلت آنها قربتى نيست در گزاردن نوافل در اين صورت يعنى باعث تقرب و نزديكى بدرگاه حق تعالى نمىشود بلكه بايد ترك كرد آنها را و بفرائض پرداخت، و ممكن است مراد مطلق واجبيها و سنتيها باشد و اين كه كردن هر سنتى كه ضرر رساند بيك واجبى و باعث فوت آن شود قربتى نيست در آن بايد واجبى را كرد هر چند آن سنتى بسبب آن فوت شود.
١٠٥٥٥ لا وقاية أمنع من السلامة.
نيست نگهداريى منيعتر از سلامتى، يعنى نيست از نگهداريها كه حق تعالى كسى را بكند نگهداريى بلند مرتبهتر از سلامتى يعنى سلامتى از أمراض و بيماريها يا از خوفها و فتنهها يا از همه آنها و مراد اظهار اينست كه سلامتى از نعمتهاى عظيمه است و مستحق شكر زياد.
١٠٥٥٦ لا سبيل أشرف[١] من الاستقامة.
[١] - شارح( ره) بر روى عين« أمنع» و همچنين بر روى فاء« أشرف» هم ضمه و هم فتحه گذاشته و بر روى هر يك از دو كلمه« معا» نوشته يعنى قرائت هر يك از اين دو كلمه بهر يك از دو وجه مذكور درست است و اين اشاره بقاعده مسلمه در نحو است چنانكه ابن مالك گفته:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|