شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧١ - ٩٥٥٩ ما أقبح بالانسان ظاهرا موافقا و باطنا منافقا
فرع بعد ذهاب أصله» يعنى و بتحقيق گذشتهاند اصلهائى كه ما فرعهاى آنهائيم پس چيست بقاى فرعى بعد از رفتن اصل آن، و بنا بر اين مراد اينست كه پدران ما كه اصلهاى ما بودهاند رفتهاند پس چيست بقاى ما كه فروع ايشانيم بعد از رفتن ايشان كه اصول بودند يعنى ما را نيز بقائى نخواهد بود يا چه قدر باشد بقاى ما بعد از ايشان؟! يعنى چندان قدرى نخواهد داشت.
٩٥٥٦ ما أعظم سعادة من بوشر قلبه ببرد اليقين.
چه بزرگست نيكبختى كسى كه رسيده شده باشد پوست دل او بسردى يقين، يعنى سردى يقين رسيده باشد بپوست دل او، يعنى يقين بمعارف إلهيه دل او را خنك كرده باشد و سردى آن باصل پوست آن رسيده باشد.
٩٥٥٧ ما أعظم فوز من اقتفى أثر النبيين.
چه بزرگست فيروزى كسى كه پيروى كرده باشد اثر و نشان پيغمبران را.
ما آمن بالله من سكن الشك قلبه.
ايمان نياورده بخدا كسى كه ساكن باشد شك در دل او، اين فقره چند فقره قبل از اين مذكور و شرح شد[١].
٩٥٥٨ ما ظفر بالآخرة من كانت الدنيا مطلبه.
فيروزى نيابد بآخرت كسى كه بوده باشد دنيا مطلب او.
٩٥٥٩ ما أقبح بالانسان ظاهرا موافقا و باطنا منافقا.
چه زشت است در آدمى ظاهرى موافق و باطنى منافق، يعنى اين كه در ظاهر موافق باشد با كسى و در باطن بر خلاف آن باشد و نفاق كند با او.
[١] - چون اين حديث در نسخه شارح( ره) مكرر بوده چنانكه در اينجا تصريح كرده و در صفحه ٦٦ تحت شماره« ٩٥٣٣» گذشته است و در نسخ چاپى نيز تكرار نشده است ما آنرا بشمار نياورديم و بدون شماره درج و ضبط كرديم.