شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣ - ٩٢٦٩ من صحة الأجسام تولد الأسقام
در آن قوى باشد تا بعمل آيد[١]، زيرا كه با عزم سست كم كارى بانجام رسد خصوصا كارهاى بزرگ و صعب.
٩٢٦٤ من الكرم صلة الرحم.
از كرم است صله خويشى، مراد به «كرم» گرامى و بلند مرتبه بودنست يا جود و سخاوت چنانكه مكرر مذكور شد.
٩٢٦٥ من الكرم اتمام النعم.
از كرم است تمام كردن نعمت و ناقص نگذاشتن آن.
٩٢٦٦ من الكرم حسن الشيم.
از كرم است نيكوئى خويها و خصلتها.
٩٢٦٧ من الكرم الوفاء بالذمم.
از كرم است وفا كردن بعهدها و پيمانها.
٩٢٦٨ من أقبح المذام[٢] مدح اللئام[٣].
از زشتترين چيزهاى عيبناك مدح كردن لئيمانست، يعنى اين كه كسى لئيمى را يعنى دنى پست مرتبه را يا بخيلى را مدح و ستايش كند.
٩٢٦٩ من صحة الأجسام تولد الأسقام.
از صحت اجسام است زائيده شده أسقام، ممكن است كه غرض بيان اين باشد كه نعمتهاى دنيا نمىشود كه آميخته بألم و كدورتى نباشد چنانكه از صحت بدن
[١] - مطابق اين مضمونست اين بيت:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] - محتمل است كه در اصل« الذام» بوده و تصحيف شده باشد زيرا« ذام» بمعنى عيب است.
[٣] - از اين حديث تا شش حديث متوالى ديگر كه جمعا هفت حديث باشد در اين مورد از چاپ صيدا بنظر نمىرسد و متن مطابق نسخه چاپ بمبئى است چنانكه مكرر بآن تصريح كردهايم.