شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٦ - ١٠٨٠٤ لا يوثق بعهد من لا عقل له
١٠٨٠٠ لا يقصر المؤمن عن احتمال و لا يجزع لرزية.
كوتاهى نمىكند مؤمن از احتمالى، و جزع و بى صبرى نمىكند از براى مصيبتى، مراد به «احتمال» تحمل و برداشتن بى ادبيهاى مردم و در گذشتن از آنهاست، يا تحمل و بر خود گرفتن مؤنات و اخراجات ايشان بقدر مقدور.
١٠٨٠١ لا يعرف قدر ما بقى من عمره الا نبى أو صديق.
نمىشناسد قدر آنچه را باقيمانده از عمر او مگر پيغمبرى يا صديقى، مراد بشناختن قدر آن اينست كه آن را در باطل و عبث صرف نكند و آن را غنيمتى داند از براى صرف در طاعات و تحصيل خيرات و مبرات، و مراد بصديق بكسر صاد و تشديد دال كسيست كه ملازم راستى باشد در گفتار و كردار و جدا نشود از آن.
١٠٨٠٢ لا ينفع اجتهاد بغير توفيق.
سود نمىدهد جد و جهد كردنى بى توفيقى، غرض اينست كه در رسيدن بهر مطلبى توفيق حق تعالى مىبايد و هر گاه آن نباشد هر چند كسى بذل جهد و طاقت خود كند در سعى در آن سودى نمىدهد، پس آدمى همواره بايد كه متوسل بدرگاه او باشد و در هر باب سؤال توفيق از او نمايد.
١٠٨٠٣ لا يغتبط بمودة من لا دين له.
شادمانى كرده نمىشود بدوستى كسى كه نباشد دينى از براى او، يعنى دوستى چنين كسى اعتبارى ندارد و نفعى ندارد پس بآن شادى نبايد كرد.
١٠٨٠٤ لا يوثق بعهد من لا عقل له.
اعتماد كرده نمىشود بعهد و پيمان كسى كه نباشد عقلى از براى او، يعنى عهد و پيمان او اعتبارى ندارد و بر آن اعتماد نبايد كرد.