شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٢٦ - حديث ششم
و مخفى نيست كه از اين حديث شريف ظاهر نمىشود مگر آنكه آن طايفه البته بجهنم روند و اين طايفه البته ببهشت، و ممكن است كه باعتبار اين باشد كه آن طايفه البته ايمان نياورند با وجود اختيار و قدرت بر آن، و اين طايفه البته ايمان آورند با وجود قدرت و اختيار بر خلاف آن، نه آنكه اصل خلقت هر يك از طينتين موجب برگشتن بآن طينت باشد تا اين كه مجبور سازد ايشان را بر امورى چند كه باعث برگشتن بآن طينت باشد مثل ايمان و عدم ايمان و هر گاه صريح نباشد در هيچ يك ازين وجوه پس بايد كه بر وجه اول محمول شود كه مخالفتى با عقل ندارد نه بر أحد وجهين آخرين كه منافى حكم عقل است باعتبار اين كه بنا بر آنها امر ثواب و عقاب معقول نشود و پوشيده نيست نيز كه برگشتن طايفه اول بجهنم باعتبار اينست كه عدم ايمان يا عداوت اهل بيت صلوات الله عليهم سبب آن شود و هيچ چيز مانع از آن نشود زيرا كه قبول همه خيرات مشروط است بايمان با عدم عداوت اهل بيت پس هر گاه آن شرط نباشد هيچ چيز از ايشان در حقيقت خير نباشد و سودى ندهد، و اگر سودى دهد مجرد تخفيفى باشد در عذاب نه آنكه مانع شود از اصل دخول در جهنم و اما برگشتن طايفه دويم البته ببهشت ممكن است كه باعتبار اين باشد كه حق تعالى با وجود ايمان عفو كند گناهان ديگر را چنانكه در بعضى احاديث واقع شده، يا باعتبار اين كه مؤمن آخر توفيق توبه يابد و گناهان او بسبب آن عفو شود، يا مراد اينست كه عاقبت امر ايشان البته بهشت باشد هر چند از گنهكاران بعد از مدتى باشد فراخور گناهان ايشان، و الله يعلم.
حديث ششم
اينست كه روايت كرده از صالح بن سهل[١] كه گفته: گفتم بحضرت أبى عبد الله يعنى امام جعفر صادق صلوات الله و سلامه عليه:
[١] - حديث ششم باب طينة المؤمن و الكافر از كتاب ايمان و كفر كافى است و تمام سند چنين است( ج ٢ مرآة العقول چاپ طهران، ص ٤):« محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد بن محمد بن خالد، عن صالح بن سهل قال قلت لابى عبد الله ٧( الحديث)».