شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٤ - ١٠١٧٨ لا تضمن ما لا تقدر على الوفاء به
بكسى كه بشناسد احسان را و شكر آن كند، و در بعضى «نسخهها» بجاى «عروف» «معروف» است يعنى نزد غير كس خوبى.
١٠١٧٣ لا تحدث بما تخاف تكذيبه.
سخن مگو بچيزى كه بترسى تكذيب آن را، يعنى بچيزى كه مردم تكذيب آن كنند و قبول نكنند مثل أمرى كه غرابتى داشته باشد و مردم كم قبول كنند، زيرا كه هر چند آن راست باشد چون باعث تهمت دروغگوئى مىشود اجتناب از آن بايد.
١٠١٧٤ لا تصدق من يقابل صدقك بتكذيبه.
راست مگو كسى را كه در برابر مىاندازد راستى نرا بتكذيب خود، اين نيز مضمون فقره سابقست و اين كه راست را هم نزد كسى كه تكذيب آن كند نبايد گفت، و غرض تأكيد اين معنيست اگر هر دو را همراه فرموده باشند.
١٠١٧٥ لا تسأل من تخاف منعه.
سؤال مكن از كسى كه بترسى منع او را، يعنى احتمال اين دهى كه رد كند ترا و حاجت ترا بر نياورد.
١٠١٧٦ لا تغالب من لا تقدر على دفعه.
در صدد غلبه در ميا با كسى كه قادر نباشى بر دفع آن، يعنى چنين كسى اگر آزارى بتو رساند صبر و تحمل كن و در صدد دفع آن و غلبه بر او در ميا، كه بغير سبكى و خفت ثمره ندارد.
١٠١٧٧ لا تعد بما تعجز عن الوفاء به.
وعده مكن به آن چه عاجز باشى از وفاء بآن.
١٠١٧٨ لا تضمن ما لا تقدر على الوفاء به.