شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٧ - ١٠٣٧١ لا تكونن عبد غيرك و قد جعلك الله سبحانه حرا، فما خير خير لا ينال الا بشر، و يسر لا ينال الا بعسر
او بد كند در برابر احسان كنند باو و نگذارند كه بدى او زياده شود از احسان باو.
١٠٣٦٩ لا يكونن أخوك على قطيعتك أقوى منك على صلته.
نبوده باشد زينهار برادر تو بر بريدن از تو قويتر از تو بر صله او، مراد بدستور فقره سابق تحريص بر صله و احسان برادرست هر چند ببرد او و قطع صله و احسان كند و اين كه هر چند او قطع كند در برابر صله كنند و نگذارند كه قطع او زياده شود از صله و احسان باو.
١٠٣٧٠ لا تغدرن بعهدك، و لا تخفرن ذمتك، و لا تختل عدوك فقد جعل الله سبحانه عهده و ذمته أمنا له.
بيوفائى مكن زينهار بعهد خود، و مشكن زينهار پيمان خود را، و مكر مكن با دشمن خود پس بتحقيق كه گردانيده خداى سبحانه عهد او را و پيمان او را أيمنى از براى او، مراد منع از مكر كردن با دشمن است به آن چه اشاره بآن شد از عهد و پيمان كردن با او و بعد از آن بيوفائى كردن بعهد و شكستن پيمان و استدلال بر آن باين كه حق تعالى عهد و پيمان با دشمن را ايمنى گردانيده از براى او پس بعد از عهد و پيمان بيوفائى بعهد و شكستن پيمان و ايذا و آزار كردن او جايز نباشد.
١٠٣٧١ لا تكونن عبد غيرك و قد جعلك الله سبحانه حرا، فما خير خير لا ينال الا بشر، و يسر لا ينال الا بعسر.
مباش زينهار بنده غير خود و حال اين كه بتحقيق گردانيده است ترا خداى سبحانه آزاد، پس چيست خير خيرى كه رسيده نشود مگر بشرى و خير آسانئى كه رسيده نشود مگر بدشواريى، غرض منع از مطيع و فرمانبردار كسى شدنست مانند بندگان از براى امور دنيوى، و «چيست خير خيرى» استفهام انكاريست و مراد اينست