شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦ - ٩٤٤٧ من سعادة المرء أن تكون صنائعه عند من يشكره، و معروفة عند من لا يكفره
نقصانى را كه در نفس او باشد تا اين كه تدارك آن كند.
٩٤٤٣ من السؤدد الصبر لاستماع شكوى الملهوف.
از مهمتريست صبر كردن از براى گوش انداختن بشكوه ستمديده فريادرس طلبنده، يعنى مهتر و سركرده هر قومى بايد كه صبر كند بر اين.
٩٤٤٤ من المروة احتمال جنايات الاخوان.
از مروتست تحمل كردن گناهان برادران يعنى در گذشتن از آنها و تلافى- نكردن، و در بعضى نسخهها «المعروف» بجاى «الاخوان» است و بنا بر اين اخت فقره سابق باشد نهايت معنى محصلى ندارد زيرا كه «معروف» بمعنى «احسان» است و ترجمه اين مىشود كه از مروتست تحمل كردن گناهان احسان، و اين معنى معقولى ندارد مگر اين كه حذف مضافى شده باشد و مراد گناهان اهل احسان باشد و ظاهر نسخه اوليست نهايت بنا بر آن فقره مفرده باشد بى اخت مانند فقره بعد.
٩٤٤٥ من أمارات الأحمق كثرة تلونه.
از علامات احمق بسيارى رنگ برنگ گشتن اوست يعنى اين كه عزم او ثابت نباشد و هر عزم كه كند زود ترك دهد و عزم ديگر بر خلاف آن كند.
٩٤٤٦ من علامات حسن السجية الصبر على البلية.
از علامات نيكوئى خوى صبر كردن بر بلاست.
٩٤٤٧ من سعادة المرء أن تكون صنائعه عند من يشكره، و معروفة عند من لا يكفره.
از نيكبختى مرد اينست كه احسانهاى او نزد كسى باشد كه شكر كند او را، و انعامى كه كند نزد كسى باشد كه كفران نكند آنرا، يعنى هر كه نيكبخت باشد