شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤٦ - حديث نهم
گواه گرفتن و گواهى دادن بر سبيل و تمثيل و تخييل است و بر وجهى كه در قول اول مذكور شد و ظاهرتر چنانكه اعتقاد جمعى از ايشان و ظاهر احاديث است اينست كه همه بر سبيل حقيقت است باين نحو كه حق تعالى از گل حضرت حضرت آدم چنانكه ظاهر اين حديث شريف است يا از پشت آن حضرت بعد از خلق او چنانكه ظاهر بعضى احاديث است همه اولاد او را بترتيب وجود بشكل و مقدار مورچهها چنانكه در احاديث وارد شده بيرون آورده باشد و عقل و شعور داده باشد و از ايشان گواهى بربوبيت طلبيده باشد و ايشان همه گواهى بر آن داده باشند و حكم و مصالح در اين معنى بسيار خواهد بود، و ممكن است كه از جمله آنها اين باشد كه قبل از آلودگى ايشان بعلايق دنيوى و فريفته شدن بوساوس شيطانى عقول ايشان حكم بپروردگارى حق تعالى كند و اين معنى سبب زيادتى استعداد ايشان باشد از براى اقرار بآن بعد از آن هر چند در ياد ايشان نباشد زيرا كه كسى كه چيزى را دانست بعد از مدتى هر چند آن چيز در ياد او نباشد استعدادى در او باقى است كه سبب اين مىشود كه باندك توجهى و تأملى منتقل بآن شود بخلاف كسى كه در اصل آنرا ندانسته باشد چنانكه ما بملاحظه احوال خود مىدانيم كه مسئله را كه يك بار ديده باشيم و تحقيق آن كرده باشيم هر چند كيفيت آن بهيچ وجه بياد ما نباشد تحقيق آن بر ما آسانتر باشد از آنكه در اصل فكر در آن نكرده باشيم و آنرا تحقيق ننموده باشم و تتمه آيه كريمه كه فرموده: «أن تقولوا يوم القيامة إنا كنا عن هذا غافلين» يعنى اين را كرديم از براى ناخوش داشتن آنكه بگوئيد شما بروز قيامت كه: بدرستى كه ما بوديم از اين غافلان» ممكنست بر اين معنى محمول شود يعنى چنين كرديم تا كافران نتوانند گفت در روز قيامت كه ما از اين معنى غافل و بيخبر بوديم يعنى لطفى كه باعث زيادتى استعداد ما مىشد از براى اقرار و اعتراف بآن در باره ما