شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤٧ - حديث نهم
نشده بود و اگر آن شده بود ما اقرار مىكرديم و گواهى مىداديم، و ممكن است كه مراد اين باشد كه اين را كرديم تا آنكه نگوئيد شما روز قيامت كه ما از اين غافل و بى خبر بوديم يعنى عقل ما حكم بآن نمىكرد پس معذوريم در آن پس چنين كرديم تا هر كه از شما اين عذر را بگويد كذب او ظاهر باشد، چه هر گاه در آن وقت عقل هم حكم بآن بكند بعد از آن اگر اغراض فاسده نباشد چرا حكم نكند، و ظهور كذب ايشان بر ملائكه و انبيا و اوصيا : باشد كه بر آن اقرار مطلع باشند يا بر گوينده آن نيز حجت تمام شود بعد از كذب او بعد از شهادت ايشان بر آن حكايت، و گاه باشد كه آن واقعه در قيامت بياد همه ايشان بيايد چنانكه در بعضى احاديث اشعارى بآن شده و بر همه كس بعنوانى ظاهر شود كه با وجود آن هيچ كس اين حرف را نتواند گفت و اگر چه نصب دلائل عقليه و ارسال انبيا و رسل با معجزات ظاهره باهره كه حق تعالى فرموده كافيست در ابطال آن عذر، نهايت اين معنى نيز مؤكد آنها باشد و باعث اين شود كه در اصل اين عذر نتوانند گفت، و اما آنچه بعد از اين فرمودهاند: «أو تقولوا إنما أشرك آباؤنا من قبل و كنا ذرية من بعدهم أ فتهلكنا بما فعل المبطلون»[١] يعنى يا اين كه بگوئيد شما كه بدرستى كه شرك نياوردند مگر پدران ما قبل از اين و بوديم ما نسلى بعد از ايشان، آيا پس هلاك مىگردانى ما را بسبب آنچه كردند آنانكه بر باطل بودند؟! پس ظاهر اينست كه مراد بآن اين باشد كه ما چنين كرديم تا شما يكى از اين دو عذر را نگوئيد و حاصل عذر دويم اين باشد كه: ما تقليد پدران خود كرديم و تقصير در اين باب نداريم تقصير از پدران ماست آيا ما را عذاب ميكنى بسبب تقصير ايشان كه بر باطل بودند، و مانع شدن آن واقعه از گفتن آن عذر شايد باعتبار اين باشد كه هر گاه پروردگارى حق تعالى عز و جل شأنه بمرتبه ظاهر باشد كه ايشان در آن وقت
[١] - آيه ١٧٣ سوره مباركه« أعراف» است.