شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤٥ - حديث نهم
محفوظ يا لوحى ديگر ثبت شده و از براى ايشان دلائلى كه دلالت ميكند بر پروردگارى حق تعالى نصب شده پس گويا همه ايشان را در آن وقت از پشتهاى پدران ايشان بيرون آوردهاند و از ايشان گواهى طلبيدهاند و ايشان اقرار كردهاند و گواهى دادهاند نظير آيه كريمه: «إنما قولنا لشيء إذا أردناه أن نقول له كن فيكون»[١] نيست قول ما مر چيزى را هر گاه اراده كنيم آنرا مگر اين كه بگوئيم مر آنرا كه: يافت شو، پس يافت مىشود، زيرا كه در ايجاد آن گفتن «كن» هم نيست بلكه بمجرد اراده وجود آن موجود مىشود، پس غرض مجرد تمثيل و تصوير اين معنى است و اين كه ايجاد آن بمنزله اينست كه كسى بگويد كه: يافت شو، پس يافت شود بى سبق ماده و مدتى و بدون تعب و رنج مزاولت عملى و استعمال آلتى، و همچنين قول او عز و علا: «فقال لها و للأرض ائتيا طوعا أو كرها قالتا أتينا طائعين»[٢] پس فرمود مر آسمان و زمين را: بيائيد از روى طوع و رغبت و يا از روى جبر و اكراه، گفتند: آمديم فرمان برندگان، چه ظاهرست كه در اينجا نيز قولى نيست نه از حق تعالى و نه از آسمان و زمين بلكه مجرد تمثيل و تخييل است و اين كه اينها موجود شدند بمجرد اراده وجود آنها مانند كسى كه بگويد بكسى كه: البته بيا و بايد بيائى بطوع يا اكراه، پس او بيايد بطوع و رغبت، و الله تعالى يعلم.
و جمعى از مفسرين را اعتقاد اينست كه[٣] اخراج بر سبيل حقيقت است اما
[١] - آيه ٤٠ سوره مباركه« نحل» است.
[٢] - ذيل آيه يازدهم سوره مباركه« فصلت» و صدر آن اينست:« ثم استوى إلى السماء و هي دخان».
[٣] - بايد دانست كه اين كه شارح( ره) در اينجا بر خلاف ساير موارد قبلا آراء و عقايد مفسرين را بيان ميكند و بعدا باظهار نظر و عقيده خود مىپردازد براى آنست كه نفى و اثبات و رد و قبول عالم ذر بسيار مشكل است مخصوصا با توجه بقوت ادله نافين كه سيد مرتضى و ابو الفتوح رازى و طبرسى و ابو المحاسن جرجانى و مولى فتح الله كاشانى از آن جمله هستند و دلائل قوى بر نفى آن اقامه كرده و بتوجيه آيات و اخبارى كه ظهور در آن دارد پرداختهاند و علامه مجلسى( ره) در مجلد چهاردهم بحار« السماء و العالم» چنانكه شايد و بايد از اين موضوع بحث كرده و اقوال علماء را نيز نقل نموده پس هر كه طالب باشد بآن مراجعه فرمايد.