شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤٠ - ١٠١٢٦ وقود النار يوم القيامة كل غنى بخل بماله على الفقراء، و كل عالم باع الدين بالدنيا
آيه كريمه مباهله بمنزله نفس آن حضرت بود پس چرا مجرد صحابت سبب استحقاق خلافت شود و صحابت با آن قرابت سبب آن نگردد؟! پس اين امريست كه مردم بايد كه تعجب كنند از آن و نمىكنند، پس اندوهناك بايد بود بر نبودن آن تعجب و گريه بايد كرد بر آن.
١٠١٢٤ و الله ما كتمت و شمة، و لا كذبت كذبة[١].
سوگند بخدا كه پنهان نكردهام هيچ وشمه و دروغ نگفتهام هيچ دروغى، «وشمه» بمعنى كلمه آمده و بمعنى فروبردن سوزن در بدن نيز آمده و بنا بر اول مراد اينست كه هيچ كلمه حقى را كه بايست اظهار كرد پنهان نكردم، و بنا بر دويم اين كه بقدر جائى از بدن كه سر سوزنى بآن فرو رود از هيچ حقى كه اظهار آن بايست كرد پنهان نكردم و در نهج البلاغه اين كلام شريف بعد از فقره مباركه «و الذى بعث محمدا بالحق لتبلبلن بلبلة» است كه بعد از اين در همين فصل نقل خواهد شد و بنا بر اين مراد اينست كه در آنچه گفتم بشما و نقل كردم پنهان نكردم كلمه را و دروغى نگفتم يعنى تمام آنچه رسول خدا مرا خبر داد در اين باب همين بود و دروغى هم در آن نبود.
١٠١٢٥ وفور العرض بابتذال المال، و صلاح الدين بافساد الدنيا.
تمامى عرض بنگاه نداشتن مال است، و صلاح دين بفساد كردن دنياست.
١٠١٢٦ وقود النار يوم القيامة كل غنى بخل بماله على الفقراء، و كل عالم باع الدين بالدنيا.
هيمه آتش روز قيامت هر توانگريست كه بخيلى كرده باشد بمال خود بر محتاجان،
[١] - شارح( ره)« كذبه» را هم بفتح كاف و هم بكسر آن ضبط كرده است تا اشاره باشد باين كه قرائت آن بهر دو وجه درست است.