شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٣ - ٩٧٥٣ مرارة الصبر تثمر الظفر
ناخوش داشته شده كه ستوده شود عاقبت آن بهترست از دوست داشته شده كه نكوهش كرده شود عاقبت آن.
٩٧٤٩ ميزة الرجل عقله، و جماله مروته.
امتياز دهنده مرد عقل اوست و زيبائى او مروت اوست، يعنى امتياز هر كس بحسب مرتبه از ديگرى بعقل و زيركى اوست، هر كه عقل و زيركى او كاملتر باشد مرتبه او بلندتر باشد، و هر كه عقل و زيركى او ناقصتر باشد مرتبه او پستتر باشد، و «مروت» چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى آدميت است و مراد بآن داشتن چيزى چندست كه مقتضاى آدميت باشد از اخلاق حميده و افعال پسنديده.
٩٧٥٠ منازع الحق مخصوم.
نزاع كننده با حق دشمنى كرده شده است، مراد به «حق» در اينجا هر امر حقيست، و «دشمنى كرده شده است» يعنى حق تعالى با او خصومت و دشمنى كند.
٩٧٥١ مصاحب اللؤم مذموم.
مصاحب لئيمى يعنى صاحب آن نكوهش كرده شده است، و مراد به «لئيمى» چنانكه مكرر مذكور شد دنائت و پستى مرتبه است يا بخيلى.
٩٧٥٢ محن القدر تسبق الحذر.
محنتهاى قدر پيشى مىگيرد بر حذر، يعنى محنتها كه در قضا و قدر حق تعالى تقدير شده باشد حذر و انديشه از آنها سودى ندهد و آنها پيشى گيرند بر حذر و غالب شوند بر آن، يا اين كه واقع شوند پيش از اين كه حذر واقع شود.
٩٧٥٣ مرارة الصبر تثمر الظفر.
تلخى صبر ميوه دهد فيروزى را يعنى بارور گردد بفيروزى مطالب و مآرب، با أجر و ثواب.