شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦٣ - ١٠٥٤٢ لا يزكو مع الجهل مذهب
نيست صلاحى با افسادى يعنى صلاحى كه متضمن افسادى باشد آن صلاح نيست مانند آنان كه از براى صلاح دنياى خود آخرت خود را فاسد كنند.
١٠٥٣٨ لا غنى مع اسراف.
نيست توانگريى با اسرافى، يعنى توانگرى با اسراف باقى نمىماند و هر چند توانگرى زياد باشد با اسراف زود زايل مىشود.
١٠٥٣٩ لا فاقة مع عفاف.
نيست درويشيى با عفافى، «عفاف» بمعنى باز ايستادن از حرام است و مراد اينست كه درويشيى كه با عفافى باشد و صاحب آن صبر كند بر آن و بسبب آن خود را در حرامى نيندازد آن درويشى نيست بلكه بهترين توانگريست زيرا كه توانگرى اخرويست.
١٠٥٤٠ لا ضلال مع هدى.
نيست گمراهيى با هدايى، «هدى» بضم هاء بمعنى راه يافتنيست و مراد اينست كه كسى كه راه حق را يافت ديگر گمراه نمىشود و از آن برنمىگردد، و اينست كه مردم از هر دينى بدين ديگر مىروند بغير دين حق كه دين اماميه باشد كه هرگز شنيده نشده كه كسى از آن بدين ديگر رود.
١٠٥٤١ لا عقل مع هوى.
نيست عقلى با هوائى، اين همان مضمون «لا عقل مع شهوة» است كه چند فقره قبل از اين مذكور و شرح شد.
١٠٥٤٢ لا يزكو مع الجهل مذهب.
پاكيزه نمىشود با نادانى هيچ مذهبى، يعنى هر گاه كسى جاهل و نادان باشد