شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤١ - ١٠٩٢٩ ينبغي لمن عرف دار الفناء أن يعمل لدار البقاء
١٠٩٢٦ ينبغي لمن عرف الله سبحانه أن لا يخلو قلبه من رجائه و خوفه.
سزاوار ميباشد از براى كسى كه بشناسد خداى سبحانه را اين كه خالى نشود دل او از اميد خدا و بيم او.
١٠٩٢٧ ينبغي لمن عرف نفسه أن يلزم القناعة و العفة.
سزاوار ميباشد از براى كسى كه بشناسد نفس خود را اين كه لازم باشد قناعت و عفت را، يعنى هر كه همين قدر معرفت بهم رساند كه خود را بشناسد سزاوارست كه لازم باشد آنها را و جدا نشود از آنها، يا اين كه هر كه نفس خود را بشناسد حرص آن را در دنيا و رغبت آن را در حرامها ميداند پس سزاوارست از براى او كه لازم باشد قناعت را كه اگر از آن جدا شود فى الجمله طلب زيادتى كند پس بهيچ مرتبه نمىايستد و بهر مرتبه كه رسيد طلب زياده بر آن ميكند و هميشه در تعب و زحمت طلب مىباشد، و همچنين سزاوارست كه لازم باشد عفت را، زيرا كه همين كه از آن جدا شود و راه ارتكاب حرامى هر چند صغيره باشد بخود بدهد ديگر ضبط خود نمىتواند كرد و يك بار خبردار مىشود كه در گناهان بسيار افتاده و خود را هلاك كرده.
١٠٩٢٨ ينبغي لمن عرف الدنيا أن يزهد فيها و يعزف[١] عنها.
سزاوار ميباشد از براى كسى كه شناخته باشد دنيا را اين كه بىرغبت باشد در آن و برگردد از آن.
١٠٩٢٩ ينبغي لمن عرف دار الفناء أن يعمل لدار البقاء.
سزاوار ميباشد از براى كسى كه شناخته باشد سراى فنا را اين كه عمل كند از براى سراى بقا.
[١] - در أقرب الموارد گفته:« عزفت النفس عن الشيء( كنصر و ضرب) عزفا و عزوفا زهدت فيه و انصرفت عنه فهى عزوف عنه( تا آخر گفتار او)».