شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥٣ - ١٠٩٧٥ يستدل على عقل الرجل بكثرة وقاره، و حسن احتماله و على كرم أصله بحسن أفعاله
دليل گفته مىشود بر آنچه واقع نبوده به آن چه بتحقيق بوده، ممكن است كه مراد اين باشد كه مىتوان استدلال كرد به آن چه واقع شده بر آنچه واقع نشده، و استنباط حال آن از آن مىتوان كرد مثل اين كه اهل سنت مىگويند كه: اگر خلافت بىفاصله حق آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه مىبود چرا در آن وقت سعى نمىكرد در آن با آن همه شجاعت كه داشت پس استنباط جواب آن مىتوان كرد از آنچه سعى فرمودند و بجائى نرسيد باعتبار كثرت دشمنان و معاندان، و بملاحظه آنچه مكرر مشاهده مىشود كه هر چند كسى شجاع باشد با أتباع قليل معارضه با جمع كثير نمىتواند كرد، و هر كه متصدى آن شد خود را در هلاكت انداخت، و ممكن است كه مراد اين باشد كه:
استدلال مىتوان كرد بر أحوال دنيا و بىاعتبارى آن بعد از اين نيز به آن چه واقع شده قبل از اين، و همچنين بر بدى عاقبت ظالمان در هر عصرى به آن چه واقع شده از بدى عاقبت ايشان در أعصار سابقه، و همچنين أمثال و نظاير اينها، و الله تعالى يعلم.
١٠٩٧٤ يستدل على مروة الرجل ببث المعروف و بذل الاحسان و ترك الامتنان.
دليل گفته مىشود بر مروت و آدميت مرد بپراكنده كردن عطا، و بذل احسان، و ترك منت گذاشتن.
١٠٩٧٥ يستدل على عقل الرجل بكثرة وقاره، و حسن احتماله و على كرم أصله بحسن أفعاله.
دليل گفته مىشود بر عقل و زيركى مرد ببسيارى وقار او، و نيكوئى احتمال او، و بر گرامى بودن أصل و نژاد او بنيكوئى كارهاى او، مراد به «نيكوئى احتمال» چنانكه مكرر مذكور شد متحمل شدن مؤنات و إخراجات محتاجان و أداى ديون ايشانست، يا تحمل درشتيها و بىادبيهاى ايشان، و بنا بر اين بمنزله تأكيد «بسيارى وقار» است.