شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٥ - ١٠٦٠٣ لا يصطنع اللئام الا أمثالهم
١٠٥٩٩ لا تصفو الخلة مع غير أديب.
صاف نمىباشد دوستى با غير بسيار با ادبى.
١٠٦٠٠ لا تزكو الصنيعة مع غير أصيل.
پاكيزه نمىباشد احسان با غير أصيلى، يا فزايش نمىكند احسان با غير أصيلى، يعنى نفعى و سودى بر آن مترتب نمىشود و مراد به «غير اصيل» كسيست كه نكوئى ندارد، يعنى حسب و نسبى و شرافتى و نجابتى نداشته باشد.
١٠٦٠١ لا تدوم مع الغدر صحبة خليل.
پاينده نمىماند با بيوفائى مصاحبت هيچ دوستى.
١٠٦٠٢ لا يواد الأشرار الا أشباههم.
دوستى نمىكند با بدان مگر أشباه ايشان، يعنى بايد كه دوستى نكنند با بدان مگر أشباه ايشان، و بنا بر اين ممكن است كه «يواد» بكسر دال خوانده شود كه لاى نهى باشد نهايت مؤلف چنين نخوانده و اگر نه بايست كه در فصل سابق نقل كند، يا اين كه غرض إخبار از اين معنى باشد و بيان علامتى از براى بدى كسى، و ممكن است كه «الأشرار» بضم خوانده شود و «أشباههم» بفتح، و ترجمه اين باشد كه: دوستى نمىكنند بدان مگر با أشباه ايشان و مراد خبر باشد تا اين كه نيكان توقع دوستى از بدان نداشته باشند.
١٠٦٠٣ لا يصطنع اللئام الا أمثالهم.
احسان نمىكند لئيمان را مگر أمثال ايشان، يعنى بايد كه احسان نكند بايشان غير امثال ايشان و بنا بر اين ممكن است كه «يصطنع» بكسر عين خوانده شود كه نهى صريح باشد نهايت مؤلف چنين نخوانده، يا اين كه غرض اخبار از اين