شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٦ - ٩٦٥٩ ما تزين الانسان بزينة أجمل من الفتوه
رد سخن جمعيست كه عذر مىگويند كه دنيا ما را فريب داد، باين كه: دنيا چنين نيست كه مضطر سازد كسى را در فريب خوردن، هر كه فريب آن را نخورد او نمىتواند او را فريب دهد، پس كسى كه فريب دنيا خورد گناه اوست كه فريب آن خورده نه گناه دنيا كه فريب داده آن را.
٩٦٥٥ ما العاجلة خدعتك و لكن بها انخدعت.
نيست عاجله يعنى دنيا چنين كه مكر كرده باشد با تو بلكه تو بآن مكر پذيرفته، اين هم مضمون فقره سابق و تأكيد آنست.
٩٦٥٦ ما أقل الثقة المؤتمن و أكثر الخوان.
چه كمست معتمد امين و بسيارست خيانت كننده، مراد اظهار كمى آن و بسيارى اينست و تعجب از آن.
٩٦٥٧ ما أكثر الاخوان عند الجفان، و أقلهم عند عادثات الزمان.
چه بسيارست برادران نزد كاسهها، و كم است نزد حوادث روزگار، مراد اظهار بسيارى برادرانست در وقتى كه كسى آشى داشته باشد و كمى آن نزد حوادث روزگار كه او را فقير و درويش گردانيده باشد تا اين كه آدمى بر برادرى آن برادران اعتماد نكند و كسى را كه در اين وقت برادرى كند بر او اعتماد نمايد.
٩٦٥٨ ما حمل الرجل حملا أثقل من المروة.
بر نداشته مرد بارى سنگينتر از مروت، يعنى آدميت، غرض اشاره بدشوارى بجا آوردن لوازم آنست.
٩٦٥٩ ما تزين الانسان بزينة أجمل من الفتوه.