شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠١ - ١٠٧٧٧ لا ازدجار لمن لا اقلاع له
١٠٧٧٢ لا نية لمن لا علم له.
نيست نيتى از براى كسى كه نباشد علمى از براى او، يعنى نيت كاملى نباشد از براى او.
١٠٧٧٣ لا علم لمن لا بصيرة له.
نيست علمى از براى كسى كه نباشد بيناييى از براى او، يعنى بيناييى كه بآن حق را از باطل جدا كند و اگر نه علم او جهل باشد مانند علم علماى غير مذهب حق.
١٠٧٧٤ لا بصيرة لمن لا فكر له.
نيست بصيرتى از براى كسى كه نباشد فكرى از براى او.
١٠٧٧٥ لا فكر لمن لا اعتبار له.
نيست فكرى از براى كسى كه نباشد عبرت گرفتنى از براى او، يعنى از چيزها بچيزهاى ديگر پى نبرد.
١٠٧٧٦ لا اعتبار لمن لا ازدجار له.
نيست عبرت گرفتنى از براى كسى كه ازدجارى نباشد از براى او، «ازدجار» بمعنى قبول منع از چيزى و باز ايستادن از آنست و مراد اينست كه عبرت گرفتن آنست كه بر وفق آن عمل شود پس اگر كسى پى برد ببدى چيزى و استنباط آن بكند از چيزى و با وجود اين ممنوع نشود از آن و باز نايستد، آن عبرت نيست و بكار او نيايد.
١٠٧٧٧ لا ازدجار لمن لا اقلاع له.
نيست ازدجارى از براى كسى كه نباشد اقلاعى از براى او، «اقلاع»،