شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٦ - ١٠٣٤٣ لا تعاجل الذنب بالعقوبة، و اترك بينهما للعفو موضعا تحرز به الأجر و المثوبة
عذر مگو از كارى كه اطاعت كرده باشى خداى سبحانه را در آن پس كافيست آن بحسب منقبت، يعنى هر گاه كارى را از براى اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى كرده باشى و موافق رضاى كسى نباشد لازم نيست كه از براى آن عذر بخواهى از او كافيست همين در فضيلت و منقبت تو، و تقصيرى نيست تا عذرى از آن بايد خواست.
١٠٣٤١ لا تكثرن صحبة اللئيم فانه ان صحبتك نعمة حسدك، و ان طرقتك نائبة قذفك.
بسيار مكن مصاحبت لئيم را، پس بدرستى كه او اگر همراه شود ترا نعمتى رشك برد بر تو، و اگر بيايد ترا مصيبتى بيندازد ترا، مراد به «لئيم» شخص دنى پست مرتبه است يا بخيل چنانكه مكرر مذكور شد، و «بيندازد ترا» يعنى واگذارد و ترك مصاحبت تو ميكند، و ممكن است كه ترجمه «قذفك» اين باشد كه «دشنام دهد ترا» نه اين كه «بيندازد ترا».
١٠٣٤٢ لا تتخذن عدو صديقك صديقا، فتعادى صديقك.
فرا مگير زينهار دشمن دوست خود را دوست پس دشمنى كنى دوست خود را، يعنى اگر او را دوست خود فرا گيرى اين دشمنى كردنيست با دوست خود.
١٠٣٤٣ لا تعاجل الذنب بالعقوبة، و اترك بينهما للعفو موضعا تحرز به الأجر و المثوبة.
تعجيل مكن گناه را بعقوبت كردن و بگذار ميانه آنها از براى بخشايش موضعى كه جمع كنى بآن اجر و ثواب را، يعنى هر گاه كسى گناهى نسبت بتو بكند تعجيل مكن و بگذار ميانه آن گناه و عقوبتى كه خواهى بكنى فاصله تا اين كه خشم تو