شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥١٠ - حديث اول
حديث اول
آنست كه روايت كرده از ربعى بن عبد الله[١] از مردى از حضرت امام زين العابدين ٧ كه فرمود كه:
ان الله عز و جل خلق النبيين من طينة عليين قلوبهم و أبدانهم، و خلق قلوب المؤمنين من تلك الطينة، و جعل[٢] خلق أبدان المؤمنين من دون ذلك، و خلق الكفار من طينة سجين قلوبهم و أبدانهم، فخلط بين الطينتين، فمن هذا يلد المؤمن الكافر و يلد الكافر المؤمن، و من ههنا يصيب المؤمن السيئة و يصيب الكافر الحسنة، فقلوب المؤمنين تحن الى ما خلقوا منه، و قلوب الكافرين تحن الى ما خلقوا منه.
(يعنى):
بدرستى كه خداى عز و جل آفريده است پيغمبران را از طينت عليين دلهاى ايشان را و بدنهاى ايشان را، و آفريده است دلهاى مؤمنان را از آن طينت و گردانيده است آفريدن بدنهاى مؤمنان را از پستتر از آن، و آفريده است كافران را از طينت سجين دلهاى ايشان را و بدنهاى ايشان را، پس آميزش داده است ميانه اين دو طينت پس از اين مىزايد مؤمن كافر را، و مىزايد كافر مؤمن را، و از اينجا مىرسد مؤمن گناه را و از اينجا مىرسد كافر كار نيك را، پس دلهاى مؤمنان شوق دارند
[١] - نخستين حديث است از« باب طينة المؤمن و الكافر» كه نخستين باب از ابواب« كتاب الايمان و الكفر» است و تمام سند روايت اين است( صفحه دوم جلد دوم مرآة العقول چاپ طهران بسال ١٣١٧ هجرى قمرى):« على بن ابراهيم، عن أبيه، عن حماد بن عيسى، عن ربعى بن عبد الله، عن رجل، عن على بن الحسين قال( ان الله، تا آخر حديث)».
[٢] - كلمه« جعل» در كتاب مرآة العقول نيست و سياق كلام نيز مؤيد آنست كه نباشد پس بايد كلمه« خلق» را بصيغه ماضى خوانده و بر« خلق» كه پيش از آن گذشته عطف كرد زيرا بهيچ وجه نمىتوان آنرا در اين مورد مصدر گرفت چنانكه نزد اهل فن واضح است.