شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١١٣ - ٩٧٠٤ ما ألاك جهدا فى النصيحة من دلك على عيبك و حفظ غيبك
٩٧٠١ ما استعبد الكرام بمثل الاكرام[١].
بنده گردانيده نشوند كريمان بمثل اكرام، مراد به «كريمان» مردم گرامى بلند مرتبه است و اين كه چيزى مثل اكرام و احسان ايشان را بنده و فرمانبردار نكند.
٩٧٠٢ ما أقبح شيم اللئام و أحسن سجايا الكرام.
چه زشت است خويهاى لئيمان، و نيكوست اخلاق كريمان، مراد به «كريمان» مردم گرامى بلند مرتبه است، و به «لئيمان» مقابل ايشان، يا اسخيا و بخيلان، و اول ظاهرترست.
٩٧٠٣ ما حفظ غيبك من ذكر عيبك.
حفظ غيب تو نكرده كسى كه ذكر كرده عيب ترا، مراد اينست كه كسى كه غايبانه تو ذكر عيب تو بكند او بجا نياورده حفظ غيب ترا كه بايد كرد و تأكيد شده در آن.
٩٧٠٤ ما ألاك جهدا فى النصيحة من دلك على عيبك و حفظ غيبك.
كوتاهى نكرده و منع نكرده ترا جهدى در نصيحت كسى كه راه نموده ترا بر عيب تو، و نگاهداشته غايبانه ترا يعنى چنين كسى تقصير نكرده و كمال بذل جهد خود يعنى طاقت خود كرده يا كمال تحمل مشقت نموده در نصيحت تو يعنى پند دادن تو و خالص و صاف بودن با تو، و هيچ مرتبه از آن را منع نكرده از تو يعنى از براى تو، و در اكثر نسخهها بجاى «ما ألاك»: «ما آل» واقع شده و ظاهر اينست كه سهوى باشد از نساخ و بر تقدير صحت آن ممكن است كه از «آل» بمعنى «رجع» باشد و معنى اين باشد كه: برنگشته بى جهدى در نصيحت از هيچ مرتبه آن يعنى كمال
[١] - اين قول متنبى كه در اين باب شاهكار است شايد مأخوذ از اين حديث باشد:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|