شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٠ - ١٠٣٥٣ لا تشركن فى مشورتك حريصا يهون عليك الشر، و يزين لك الشره
١٠٣٥١ لا تستشر الكذاب، فانه كالسراب يقرب عليك[١] البعيد، و يبعد عليك القريب.
مشورت مكن با بسيار دروغگو، پس بدرستى كه او مانند سراب نزديك مىگرداند بر تو دور را و دور مىگرداند بر تو نزديك را يعنى چيزى را كه دورست از تو بدروغ نزديك وا مىنمايد آنرا بتو و تحريص ميكند ترا بر طلب آن، و چيزى را كه نزديكست بتو بدروغ دور وامىنمايد آن را بتو و منع ميكند ترا از آن، و «تشبيه بسراب» ممكن است كه همين باعتبار جزء اول باشد كه گمان مىشود كه آب است و نزديك است پس آبى را كه دورست نزديك مىنمايد، و ممكن است كه باعتبار جزء دويم نيز باشد زيرا كه بسيار مىشود كه آدمى بتوهم اين كه آن آبى نزديك نموده است بطلب آن مىرود و دور مىشود از آبى كه نزديك آن بوده.
١٠٣٥٢ لا تكونن ممن لا تنفعه الموعظة الا اذا بالغت فى ايلامه، فان العاقل يتعظ بالأدب، و البهائم لا ترتدع الا بالضرب.
مباش زينهار از آن كسى كه نفع نمىدهد او را موعظه مگر هر گاه مبالغه كنى در الم رسانيدم باو، پس بدرستى كه عاقل پند مىگيرد بادب و چارپايان باز نمىايستند مگر بزدن. «عاقل پند مىگيرد بأدب» يعنى بدرس و خواندن يا علم و دانش، و غرض اينست كه اگر كسى از آنها باشد كه سود ندهد او را موعظه مگر با مبالغه در الم رسانيدن باو، او در حقيقت عاقل نباشد بلكه داخل چارپايان باشد.
١٠٣٥٣ لا تشركن فى مشورتك حريصا يهون عليك الشر، و يزين لك الشره.
شريك مگردان زينهار در مشورت خود حريصى را تا سهل كند بر تو شر را، و زينت دهد از براى تو شره را يعنى اگر شريك گردانى او را سهل وا نمايد بر تو
[١] - در چاپ صيدا در اين مورد« اليك» بجاى« عليك» ياد شده است.