شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٠ - ١٠٣٩٨ لا تخلفن وراءك شيئا من الدنيا، فانك تخلفه لأحد رجلين، إما رجل عمل فيه بطاعة الله فسعد بما شقيت به، و إما رجل عمل فيه بمعصية الله فكنت عونا له على المعصية، و ليس أحد هذين حقيقا أن تؤثره على نفسك
وقت آن در خارج وقت آن هر گاه داخل شود وقت نماز واجب پيش از گزاردن آن، و ممكن است مراد معنى لغوى آن باشد كه مطلق بجا آوردن باشد كه شامل ادا و قضاى اصطلاحى هر دو باشد و مراد منع از كردن نماز سنت باشد مطلقا در وقت نماز واجب پيش از كردن آن، و بر هر تقدير ممكن است نهى از براى تحريم باشد چنانكه مذهب جمعى از علماى ماست رضوان الله تعالى عليهم أجمعين كه جايز نمىدانند آن را، و ممكن است كه از براى كراهت باشد چنانكه مذهب جمعيست از محققان ايشان كه تجويز ميكنند گزاردن نافله را در وقت فريضه هر گاه تنگ نشده باشد نهايت مكروه مىدانند، و وقت فريضه بايد كه بر وقت فضيلت آن حمل شود زيرا كه شكى نيست كه وقت نافله ظهر و عصر بعد از دخول وقت فريضه آنهاست و ظاهر اينست كه نافله ديگر نيز در آن وقت پيش از دخول وقت فضيلت فريضه قصورى نداشته باشد و تفصيل مسئله در كتب فقهيه است.
١٠٣٩٨ لا تخلفن وراءك شيئا من الدنيا، فانك تخلفه لأحد رجلين، إما رجل عمل فيه بطاعة الله فسعد بما شقيت به، و إما رجل عمل فيه بمعصية الله فكنت عونا له على المعصية، و ليس أحد هذين حقيقا أن تؤثره على نفسك.
پس مينداز زينهار پشت سر خود چيزى را از دنيا، پس بدرستى كه پس مىاندازى تو آنرا از براى يكى از دو مرد، يا مردى كه عمل كند در آن بطاعت خدا، پس نيكبخت گردد به آن چه بدبخت شده تو بآن، و يا مردى كه عمل كند در آن بمعصيت خدا، پس بوده باشى تو يارى كننده مر او را بر معصيت، و نيست يكى ازين دو تا سزاوار اين را كه اختيار كنى تو او را بر نفس خود.