شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٧ - ١٠٢٧٩ لا تردن على النصيح و لا تستغشن المشير
عطا مكن دوستى خود را هر گاه نيابى موضعى، يعنى از براى كسى كه اهليت دوستى نداشته باشد و جاى آن نباشد.
١٠٢٧٦ لا تعدن صديقا من لا يواسى بماله.
مشمار زينهار دوست كسى را كه مواسات نمىكند بمال خود، «مواسات كسى با كسى بمال خود» چنانكه مكرر مذكور شد اينست كه او را هم مثل خود شريك و سهيم داند در آن و مضايقه از او نكند.
١٠٢٧٧ لا تعدن غنيا من لم يرزق من ماله.
مشمار زينهار توانگر كسى را كه روزى كرده نشده از مال خود، يعنى مالدارى را كه صرف نكند آن را و نگاهدارد، و منع از «توانگر نشمردن او» باعتبار اينست كه وضع و سلوك او همان وضع و سلوك درويشانست، و ثمره توانگرى و نشانه ثروت و تمول اصلا در او نيست پس در حقيقت معنى درويشى با اوست نه توانگرى.
١٠٢٧٨ لا تستصغرن عندك الرأى الخطير اذا أتاك به الرجل الحقير.
كوچك مشمار زينهار رأى شريفى را هر گاه بياورد آن را براى تو مرد حقيرى، يعنى هر گاه رأى شريفى باشد كه عقل آن را پسندد بمجرد اين كه آن را مرد حقيرى گفته باشد كه مرتبه آن كوچك باشد آن رأى را كوچك مشمار چنانكه عادت مردم است كه نگاه ميكنند بگوينده نه بگفته، و قبل ازين منع ازين طريقه شد.
١٠٢٧٩ لا تردن على النصيح و لا تستغشن المشير.
رد مكن زينهار بر نصيحت كننده و طلب مكن زينهار غش كردن اشاره كننده را، يعنى هر گاه كسى از روى خلوص و صافى با تو سخنى بگويد سخن او را رد مكن، و هر گاه با كسى مشورت بينى كه آنچه مصلحت ترا در آن داند اشاره كند بآن توقع