شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٩ - ٩٦٣١ ما آمن بما حرمه القرآن من استحله
فرود نياورده مرگ را در جايگاه خود هر كه شمرده باشد فردا را از اجل خود، يعنى زمان حيات خود، مراد اينست كه آدمى بايد كه رعايت مرگ چنان بكند كه هر لحظه احتمال قدوم آن بدهد و تهيه آن را گرفته باشد حتى اين كه اگر كسى فردائى را از مدت حيات خود شمارد و منتظر مرگ نباشد در آن، مرگ را در جايگاه خود فرود نياورده و تقصير كرده در رعايت احترام او.
٩٦٣١ ما آمن بما حرمه القرآن من استحله.
ايمان نياورده به آن چه حرام گردانيده آن را قرآن كسى كه حلال شمرده آن را، پوشيده نيست كه اين بحسب ظاهر كلام مفيدى نباشد چه ظاهرست كه كسى كه حلال شمرد آنچه را قرآن مجيد حرام گردانيده ايمان نياورده بآن تحريم قرآن، و ممكن است كه مراد به «من استحله» اين نباشد كه حلال شمرده، يعنى اعتقاد حليت آن داشته باشد بلكه اين كه مرتكب آن گردد پس گويا حلال ميداند آن را و بنا بر اين معنى اين خواهد بود كه ايمان نياورده به آن چه قرآن مجيد حرام گردانيده كسى كه مرتكب آن گردد يعنى اين مجرد فسق نيست بلكه عدم ايمان بقرآنست و بنا بر اين بايد كه بر نفى ايمان كامل حمل شود، و ممكن است كه از عبارت چيزى در نسخه اصل افتاده باشد و عبارت چنين باشد: «ما آمن بما حرمه القرآن من لم يستحل ما استحله» و ترجمه اين باشد كه «ايمان نياورده به آن چه حرام گردانيده قرآن كسى كه حلال نشمرد آنچه را قرآن حلال شمرده» و مراد اين باشد كه ايمان بقرآن كسى دارد كه همه حرام و حلال آن را بهمان نحو حرام و حلال داند و كسى كه بعضى حلالهاى آن را حلال نداند مثل آن كس كه منع كرد از بسيارى از حلالهاى قرآن مثل متعه نساء، و متعه حج، و مغالاة در مهر، پس او اصلا ايمان بقرآن ندارد و حرامهاى آن را هم در واقع حرام نداند هر چند