شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٩ - ١٠٨٥٤ لا ورع أنفع من ترك المحارم و تجنب المآثم
١٠٨٥٣ لا يسعد أحد الا باقامة حدود الله، و لا يشقى أحد الا باضاعتها.
نيكبخت نمىگردد هيچ كس مگر بپاى دانستن حدود[١] خدا، و بدبخت نمىگردد هيچ كس مگر بضايع كردن آنها، ظاهر اينست كه مراد به «حدود خدا» همه احكام اوست كه به آنها جدا كرده چيزها و كارها را از يكديگر و امتياز داده از هم، مثل اين كه پاره را حلال كرده، و پاره را حرام، و همچنين ساير احكام شرعيه، و بنا بر اين ظاهرست كه نيكبخت نمىگردد هيچ كس مگر بپاى داشتن آنها، يعنى بعمل به آنها، و بدبخت نمىگردد هيچ كس مگر بضايع كردن آنها، يعنى ترك عمل به آنها، يا خصوص منعهاى حق تعالى است از آنچه منع كرده از آنها و حرام گردانيده و بنا بر اين نيز انحصار نيكبختى در پاى داشتن آنها و بدبختى در ضايع كردن آنها ظاهرست، و اما حمل حدود بر ظاهر آنها، يعنى حدودى كه حق تعالى از براى بعضى محرمات قرار داده مثل زنا و شراب و غير اينها پس خالى از اشكالى نيست زيرا كه برپاى داشتن آنها اگر چه سبب نيكبختى مىشود و ضايع- كردن آنها باعث بدبختى هر گاه كسى از اهل آن باشد أما انحصار نيكبختى در آن و بدبختى در اين درست نمىنمايد، و الله تعالى يعلم.
١٠٨٥٤ لا ورع أنفع[٢] من ترك المحارم و تجنب المآثم.
[١] -( شارح)( ره) بخط خود در حاشيه اين مورد گفته:« حد بمعنى تميز چيزى از چيزى و مانع ميانه دو چيز آمده، و بمعنى منع نيز آمده بنا بر اين يكى از دو معنى كه مذكور شد مراد از آن مىتواند بود و حدود محرمات را كه حدود مىگويند باعتبار يكى از دو معنى آخرست زيرا كه باعث منع از آن محرمات ميشوند يا مانعند ميانه آن محرمات،« و حد» بمعنى كنار و منتهاى هر چيز آمده و اين معنى در اينجا مناسبتى ندارد، منه».
[٢] - شارح( ره) كلمه« أنفع» را بضم و فتح عين ضبط كرده و بر روى آن كلمه« معا» نيز نوشته تا قرينه باشد بر اين كه قرائت كلمه مضموما و مفتوحا درست است و ما نيز وجه آن را مكرر در مكرر در سابق نوشتيم( و آن اينست كه صفت مفرد براى اسم لاء نفى جنس است كه مبنى است).