شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣١ - ١٠٨٩٩ لا تنجع الرياضة الا فى نفس يقظة
نيست خيرى در منظر مگر با نيكوئى مخبر يعنى نيست خيرى در نيكوئى منظر يعنى صورت و هيئت كه جايگاه نظرست مگر با نيكوئى مخبر يعنى مگر با نيكوئى خبر از او و اين كه او را بنيكوئى وصف كنند يا نيكوئى جايگاه خبر از او كه احوال او باشد، يا نيكوئى آنچه خبر مىدهند بآن از او كه همان احوال او باشد، و ممكن است كه مراد به «مخبر» خبر دادن او باشد و مراد مطلق كلام باشد، يا مراد به «مخبر» زبان باشد و مراد اين باشد كه: نيست خيرى در نيكوئى صورت مگر با نيكوئى كلام و سخن، يا نيكوئى زبان باز بهمان اعتبار، و بر هر تقدير مراد يا ظاهر آن باشد كه نيكوئى اصل سخن گفتن باشد يا نيكوئى سخنان.
١٠٨٩٧ لا خير فى شيمة كبر و تجبر و فخر.
نيست خيرى در خوى تكبر و نخوت و فخر كردن.
١٠٨٩٨ لا ينبغي أن يعد عاقلا من يغلبه الغضب و الشهوة.
نيست سزاوار اين كه شمرده شود عاقل كسى كه غلبه ميكند بر او غضب و شهوت.
١٠٨٩٩ لا تنجع الرياضة الا فى نفس يقظة.
سود نمىدهد رياضت مگر در نفسى بيدار، «رياضت» در اصل تعليم كردن اسب است و بآن اعتبار معلم آن را «رايض» گويند و مراد در اينجا نصيحت و تربيت است و اين كه آن سود نمىدهد مگر در نفسى كه بيدار باشد و خواب غفلت او را فرو نگرفته باشد، و در بعضى نسخهها بعد از يقظه و همه نيز هست و ظاهر اينست كه وهميست از بعضى ناسخين و اين كه اين فقره اخت فقره بعد است و بنا بر اين آخر فقره بايد «يقظه» باشد، يا اين كه مجموع يك فقره است باضافه واو عطفى ميانه آنها چنانكه در بعضى نسخهها موجودست و بر تقدير صحت آن ممكن است «وهمة» يك كلمه باشد بفتح واو و كسر هاء و فتح ميم و ترجمه اين باشد كه: مگر در نفسى.