شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١٠ - ١٠٠٥٥ هو بالقول مدل، و من العمل مقل، و على الناس طاعن، و لنفسه مداهن، هو فى مهلة من الله يهوى مع الغافلين، و يغدو مع المذنبين، بلا سبيل قاصد، و لا امام قائد، و لا علم مبين، و لا دين متين، هو يخشى الموت و لا يخاف الفوت
و فرموده است آن حضرت ٧ در وصف مالك اشتر نخعى- رحمت خدا بر او باد- و او از خلص أصحاب آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه و از شجاعان مشهور بود:
١٠٠٥٤ هو سيف الله لا ينبو عن الضرب، و لا كليل الحد، و لا تستهويه بدعة، و لا تتيه به غواية.
او شمشير خداست نه كند مىشود از زدن و نه كند حد است و نه مدهوش مىگرداند او را بدعتى و نه گمراه مىسازد او را گمراهيى، «حد» بفتح حاء و تشديد دال هر دو بىنقطه بمعنى كنار و تندى هر دو آمده و هر يك در اينجا مناسب است يعنى دم شمشير او كند نيست يا تندى او هرگز كند نمىشود، و «بدعت» چيزى را گويند كه بر خلاف شرع كسى آن را شرعى قرار دهد مثل اين كه حرامى را حلال كند يا حلالى را حرام كند، و مراد اينست كه او خواهش هيچ بدعتى ندارد و چنين نيست كه خواهش بدعتى عقل و هوش او را ببرد و آن را قرار دهد و مشروع نمايد، و ممكن است كه ترجمه اين باشد كه: زينت نمىدهد از براى او خواهش او را بدعتى يعنى هيچ بدعتى او را بخواهش در نمىآورد، يا اين كه حيران نمىسازد او را بدعتى يا بهمان معنى كه اول مذكور شد و يا باين معنى كه حيران گردد و اشتباهى باشد او را در حقيت و بطلان آن بلكه بطلان هر بدعتى بر او واضح و لايح است، و «نه گمراه مىسازد او را گمراهيى» يعنى هيچ امرى كه سبب گمراهى مىشود او را گمراه نمىسازد، يا اين كه او بهيچ نحو گمراه نمىشود.
و فرموده است در باره كسى كه مذمت فرموده او را:
١٠٠٥٥ هو بالقول مدل، و من العمل مقل، و على الناس طاعن، و لنفسه مداهن، هو فى مهلة من الله يهوى مع الغافلين، و يغدو مع المذنبين، بلا سبيل قاصد، و لا امام قائد، و لا علم مبين، و لا دين متين، هو يخشى الموت و لا يخاف الفوت.