شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٠ - ١٠٤٢٤ لا تكونوا مساييح و لا مذاييع
مصاحبت مكن با كسى كه بخاطر نگه مىدارد بديهاى ترا، و فراموش ميكند فضايل ترا و معالى ترا يعنى افزونيهاى ترا و بلنديهاى ترا.
١٠٤٢٠ لا تواخ من يستر مناقبك و ينشر مثالبك.
برادرى مكن با كسى كه بپوشاند مناقب ترا و پهن كند مثالب ترا، يعنى عيبهاى ترا.
١٠٤٢١ لا تطلبن الاخاء عند أهل الجفاء، و اطلبه عند أهل الحفاظ و الوفاء.
طلب مكن زينهار برادرى را نزد اهل جفا، و طلب كن آن را نزد اهل حفاظ و وفا، «جفا» مقابل صله و احسانست، و «حفاظ» بكسر حاء بى نقطه بمعنى نگهبانيست يعنى نگهبان خود بودن و نگاهداشتن از بديها و حرامها و ننگ داشتن از آنها.
١٠٤٢٢ لا تنازع السفهاء، و لا تستهتر بالنساء، فان ذلك يزرى بالعقلاء.
منازعه مكن با سفها و مگرد شيفته زنان، پس بدرستى كه اين عيبناك مىگرداند عاقلان را، مراد به «سفها» نادانان و كم عقلانست، و مراد به «شيفته شدن بزنان» عاشقى و تعلق زيادست بايشان بمرتبه كه باك نداشته باشد از آنچه بگويند در مذمت او بآن اعتبار.
١٠٤٢٣ لا تكونوا عبيد الأهواء و المطامع.
مباشيد بندگان خواهشها و طمعها.
١٠٤٢٤ لا تكونوا مساييح و لا مذاييع.