شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨١ - ١٠٢٥٤ لا تعمل شيئا من الخير رياء، و لا تتركه حياء
در آنها حقى نباشد داخل كنيد ايشان را در آن و ايشان را شريك و سهيم خود گردانيد، پس باطل ايشان را در حق خود داخل كنيد، و الله تعالى يعلم.
١٠٢٥٠ لا تحدث الناس بكل ما تسمع، فكفى بذلك خرقا[١].
خبر مده مردم را بهر چه بشنوى، پس كافيست اين بحسب حماقت و كم عقلى، زيرا كه از آنچه بشنوى بسيار چيزها باشد كه كذب و دروغ باشد پس هر گاه تو نقل كنى آنها را تو كاذب و دروغگو برآئى، و بعضى ميباشد از آنها كه راست باشد اما غرابتى داشته باشد كه از آن راه مردم آنرا تكذيب كنند پس هر گاه تو نقل كنى ترا تكذيب كنند.
١٠٢٥١ لا ترد على الناس كلما حدثوك، فكفى بذلك حمقا.
رد مكن بر مردم هر چه را بشنوى پس كافيست اين بحسب حماقت، زيرا كه بسيار چيزها باشد كه بحسب عقل تو درست نباشد باعتبار اين كه عقل تو نرسد به آنها و در واقع درست باشد پس آنها را انكار نتوان كرد پس چيزى را كه بشنوى و بعقل تو درست نيايد بايد كه نه قبول كرد و نه انكار، مگر اين كه مخالف بديهه يا برهانى باشد.
١٠٢٥٢ لا تذكر الموتى بسوء، فكفى بذلك اثما.
ياد مكن مردگان را ببدى، پس كافيست اين بحسب گناه.
١٠٢٥٣ لا ترغب فيما يفنى، و خذ من الفناء للبقاء.
رغبت كن در آنچه فانى مىشود و فراگير از فنا از براى بقاء، يعنى از دنيا از براى آخرت.
١٠٢٥٤ لا تعمل شيئا من الخير رياء، و لا تتركه حياء.
[١] - در بعضى نسخ بجاى« خرقا»:« حمقا» نقل شده است.