شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٩ - ١٠٤١٩ لا تصحب من يحفظ مساويك، و ينسى فضائلك و معاليك
تمليك مكن نفس خود را بفريب طمع، و اجابت مكن خوانندههاى غلبه حرص را، پس بدرستى كه اينها كسب مىفرمايند ترا بدبختى و خوارى، يعنى نفس خود را تمليك مردم مكن و بمنزله بنده ايشان مگردان بسبب فريب طمع، و «اجابت مكن خوانندههاى غلبه حرص را» يعنى أمرى چند را كه مىخوانند ترا بغلبه حرص و دعوت ميكنند بآن، يا خوانندههائى كه ناشى شدهاند از غلبه حرص، و مىخوانند ترا بأمورى كه مقتضاى غلبه حرص باشد.
١٠٤١٨ لا تخن من ائتمنك و إن خانك، و لا تشن عدوك و إن شانك.
خيانت مكن كسى را كه امين كرده باشد ترا و هر چند او خيانت كرده باشد ترا، و زشت مگردان دشمن خود را و هر چند او زشت كرده باشد ترا، مراد منع از خيانت در امانتيست كه كسى سپرده باشد باين كس هر چند صاحب آن خيانت كرده باشد با او، چنانكه مكرر مذكور شد و در أحاديث ديگر نيز وارد شده، و همچنين منع از بدى كردن بدشمنى و زشت كردن باشد او در نظرها بگفتار يا كردار هر چند او بدى كرده باشد با او و زشت كرده باشد او را، بلكه أولى اينست كه در عوض بدى او احسان كند با او و اين در وقتيست كه تحمل ضرر او تواند كرد و احتمال آن رود كه او باين سلوك ترك دشمنى و ايذا و اضرار كند، اما اگر ايذا و اضرار زياد كند كه تحمل آن نتوان كرد و بسلوك نيكو دست بر ندارد از آن پس دفع او و بدى كردن با او بقدرى كه زياد نباشد از آنچه او كرده قصورى ندارد بلكه ضرور و لازم است.
١٠٤١٩ لا تصحب من يحفظ مساويك، و ينسى فضائلك و معاليك.