شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٢ - ١٠٧٨٣ لا اصابة لمن لا أناة له
بمعنى باز ايستادن از چيزيست و ظاهر اينست كه مراد در اينجا باز ايستادن بالكليه است و دل كندن از آن و اين كه عزم اين داشته باشد كه هرگز ديگر مرتكب آن نگردد.
١٠٧٧٨ لا مروة لمن لا همة له.
نيست آدميتى از براى كسى كه نباشد همتى از براى او، يعنى نباشد عزمى از براى او، يعنى عزمهاى او ثابت نباشد و زود بر هم خورد.
١٠٧٧٩ لا ظفر لمن لا صبر له.
نيست فيروزيى از براى كسى كه نباشد صبرى از براى او.
١٠٧٨٠ لا نجاة لمن لا ايمان له.
نيست رستگاريى از براى كسى كه نباشد ايمانى از براى او.
١٠٧٨١ لا ايمان لمن لا يقين له.
نيست ايمانى از براى كسى كه نباشد يقينى از براى او، يعنى ايمان او از روى يقين و جزم از روى دليل نباشد بلكه از راه تقليد باشد يا ظن و گمان، و ممكن است مراد بيقين مطلق جزم باشد و يقين مقابل ظن باشد.
١٠٧٨٢ لا صيانة لمن لا ورع له.
نيست صيانتى از براى كسى كه نباشد پرهيزگاريى از براى او، «صيانت» بمعنى نگهداريست و مراد در اينجا نگهدارى خودست از آفات أخروى بلكه دنيوى نيز.
١٠٧٨٣ لا اصابة لمن لا أناة له.
نيست بصواب درست رسيدنى از براى كسى كه نباشد أناتى از براى او،