شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦١ - ١٠١٥٨ لا تستطل على من لا تسترق
بايد كه بكند كه اگر به آنها پردازد فرصت ملامت ديگرى نماند، پس بايد كه ملامت نكند مگر نفس خود را.
١٠١٥٣ لا تأس على ما فات.
اندوهگين مشو بر آنچه فوت شده باشد.
١٠١٥٤ لا تفرح بما هو آت.
شاد مشو به آن چه آن آينده باشد، در اين دو فقره مباركه اشاره شده بحقيقت زهد در دنيا و بى رغبتى در آن كه در شرع اقدس ترغيب و تحريص شده بر آن، زيرا كه حقيقت و كمال آن چنانكه در بعضى احاديث وارد شده اينست كه آدمى اندوهگين نگردد به آن چه فوت شود او را از دنيا، و شاد نگردد به آن چه بيايد او را از آن.
١٠١٥٥ لا تقولن ما يسوءك جوابه.
مگو زينهار آنچه را اندوهگين سازد ترا جواب آن، مثل اين كه دشنام دهى يا درشتى كنى با كسى كه جواب او هم مثل آن باشد و اندوهگين گردى از آن.
١٠١٥٦ لا تفعلن ما يعرك معابه.
مكن زينهار آنچه را آلوده سازد ترا عيب آن بمكروه و ناخوش داشته شده آن.
١٠١٥٧ لا تطمع فيما لا تستحق.
طمع مكن در آنچه مستحق نباشى آنرا، مثل طمع كردن در دنيا مرتبه را كه زياد از مرتبه و پايه او باشد، و همچنين در آخرت مراتب عاليه را بى ورع و تقوائى كه شايسته آن گرداند.
١٠١٥٨ لا تستطل على من لا تسترق.
سر بلندى مكن بر كسى كه بنده نگردانى، يعنى بر كسى كه بنده تو نباشد.