شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣٠ - ١٠٨٩٦ لا خير فى المنظر الا مع حسن المخبر
هدى را پس تابع گردد آن را، و نه درد وى را پس اعراض كند از آن، يعنى مغرور است بدنيا و گمان نمىكند كه مصيبتى پيش او آيد در آن، و فروتنى نمىكند از براى خدا از راه ترسى كه داشته باشد از او، و نمىشناسد در هدى و راه راست و دين حق را تا اين كه پيروى كند آن را، و نه در ردى، يعنى هلاكت و ضلالت را تا اين كه اعراض كند از آن.
١٠٨٩٤ لا مرحبا بوجوه لا ترى الا عند كل سوء.
مباد وسعت و فراخيى يعنى خوشيى از براى رويهائى كه ديده نمىشود مگر نزد هر بديى، مراد مذمت جمعيست كه ديده نمىشوند مگر نزد هر واقعه ناخوشى و نفرين بر ايشان باين كه خوشيى از براى ايشان مباد و مراد يا جمعىاند كه خواهان فتنه و آشوبند و هر فتنه و آشوبى كه شد دنباله آن ميشوند و در غير آنها كسى نمىبيند و نمىشناسد آنها را، يا عمله موتى كه در غير مصائب ديده نمىشوند، و بنا بر اين غرض نهى از چنين شغل و پيشه است و كراهت آن، و در نهج البلاغه گفته كه: اين را فرموده در وقتى كه گناهكارى را آورده بودند و با او بود غوغاء يعنى جمعى كثير مخلوط بيكديگر، و بنا بر اين مراد معنى اول است و شامل معنى دويم نيز مىتواند بود و در بعضى نسخههاى كتاب مذكور لفظ «كل» نيست و ترجمه اينست كه: ديده نمىشود مگر بنزد بديى، و اين ظاهرترست[١].
١٠٨٩٥ لا رياسة كالعدل فى السياسة.
نيست رياستى مانند عدل در سياست يعنى سياست رعيت، و مراد به «سياست رعيت» چنانكه مكرر مذكور شد امر و نهى ايشانست و مراد اينست كه: نيست رياست و مهتريى مانند رياست و مهتريى كه با عدل در سياست رعيت باشد.
١٠٨٩٦ لا خير فى المنظر الا مع حسن المخبر.
[١] - طالب روايت نهج البلاغه رجوع كند بشرح ابن ابى الحديد( ص ٣٣٣ ج ٤ چاپ مصر).