شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٦ - ٩٦٢٦ ما أشجع البرىء و أجبن المريب
مذكور شد توجيه اين دو فقره مباركه ظاهر مىشود و حاجت اعاده و بيان نيست.
٩٦٢١ ما أقرب الراحة من التعب.
چه نزديكست راحت از تعب، يعنى تعبى كه در دنبال آن باشد.
٩٦٢٢ ما أجلب الحرص للنصب.
چه كشنده است حرص مر تعب را.
٩٦٢٣ ما أقرب النعيم من البؤس.
چه نزديكست نعمت بسختى حاجت، يعنى بسختى حاجتى كه در دنبال آن باشد، يا بسختى حاجتى كه اگر شكر آن نعمت نكند مبدل شود بآن.
٩٦٢٤ ما أقرب السعود من النحوس.
چه نزديكست سعادتها بنحوستها، مراد نزديكى دولت دنياست بنكبت آن بتغيير يافتن بآن بالفعل، يا باين كه اگر رعايت آن دولت نشود و شكر آن بعمل نيايد مبدل شود بآن.
٩٦٢٥ ما أخسر من ليس له فى الآخرة نصيب.
چه زيانكارست كسى كه نبوده باشد او را در آخرت بهره.
٩٦٢٦ ما أشجع البرىء و أجبن المريب.
چه دليرست بيگناه و ترسناكست صاحب شك، مراد اينست كه هر گاه كسى در امرى بيگناه باشد او دليرست در حرف زدن در آن باب، و از دليرى او بيگناهى او را مىتوان يافت، و كسى كه صاحب شك باشد يعنى شكى در خود داشته باشد يعنى در آن باب گناهى داشته باشد و بآن اعتبار او را شكى باشد