شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٢ - ٩٦١٠ ما دنياك التى تجببت اليك بخير من الآخرة التى قبحها سوء النظر عندك
آفريده نشده هيچ مردى عبث پس بازى كند. و نه واگذاشته شده مهمل پس باطل كند.
٩٦٠٨ ما انقضت ساعة من دهرك الا بقطعة من عمرك.
نگذشته ساعتى از روزگار تو مگر با قطعه از عمر تو، غرض اينست كه هر ساعتى كه مىگذرد با پاره از عمر آدمى مىگذرد پس قدر آن را بايد دانست و بعبث نبايد گذرانيد بلكه در اعمال و افعال خير صرف بايد نمود.
٩٦٠٩ ما قدمت اليوم تقدم عليه غدا، فامهد لقدمك و قدم ليومك.
آنچه پيش فرستى امروز قدم خواهى گذاشت بر آن فردا، پس بگستران از براى قدم خود، و پيش انداز از براى روز خود يعنى روز فرداى خود.
٩٦١٠ ما دنياك التى تجببت اليك بخير من الآخرة التى قبحها سوء النظر عندك.
نيست دنياى تو كه دوستى ميكند بسوى تو بهتر از آخرتى كه زشت گردانيده آنرا بدى نظر نزد تو، خطاب با كسيست كه دنيا را بر آخرت اختيار كرده و ترجيح داده باعتبار اين كه رو آورده باو و دوستى ميكند باو، و حاصل كلام اينست كه:
نيست دنيائى كه دوستى ميكند با تو بهتر از آخرت كه بدى نظر و تأمل تو زشت گردانيده آنرا نزد تو تا اين كه ترجيح داده دنيا را بر آن، و غرض تخطئه اوست و اين كه چنين نيست كه تو گمان كرده از بهترى دنيا كه دوستى ميكند بسوى تو و زشتى آخرت كه زشت كرده آنرا نزد تو بدى نظر و تأمل تو، مثل ملاحظه عاجل بودن دنيا و دوستى كردن بالفعل و آجل بودن آخرت و معلوم نبودن سلوك آن، يا از اين قبيل خيالات و اوهام و چون مخاطب در اينجا كسيست كه اصرار دارد بر ترجيح دنيا باعتبار خيالات مذكوره اقتصار شده بر مجرد رد معتقد او و اين كه چنين نيست كه تو خيال كرده تا اين كه او را تزلزلى حاصل شود در معتقد