شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٧ - ١٠٣١٥ لا تسئلن عما لم يكن ففى الذى قد كان علم كاف
ندانند، مراد منع از شتاب كردن در رسانيدن خبرهاى بد است بسوى مردم يعنى رسانيدن آنها بايشان پيش از اين كه بايشان رسيده باشد و اين كه اين باعث اين مىشود كه تهمت زنند ترا و نسبت دهند به آن چه نمىدانند مثل دشمنى با ايشان و بد ذاتى و امثال آنها.
١٠٣١٤ لا تجزعوا من قليل ما أكرهكم، فيوقعكم ذلك فى كثير مما تكرهون.
جزع و بى تابى مكنيد از اندك آنچه ناخوش داريد، پس بيندازد اين شما را در بسيارى از آنچه ناخوش داريد يعنى اگر جزع كنيد پس مىاندازد شما را در بسيارى از آنچه ناخوش داريد چنانكه مكرر مذكور شد كه جزع كردن در معصيت باعث نزول مصيبت ديگر مىشود و پوشيده نماند كه آنچه ترجمه و شرح شد بنا بر اينست كه بجاى «أكرهكم» «كرهتم» باشد نهايت در اكثر نسخهها كه بنظر رسيد «أكرهكم» است و در بعضى «أكرهتم» است و ظاهر اينست كه هر دو سهو ناسخين است و صحيح «كرهتم» است چنانكه ترجمه شد.
١٠٣١٥ لا تسئلن عما لم يكن ففى الذى قد كان علم كاف.
سؤال مكنيد از آنچه نبوده پس در آنچه بتحقيق بوده علميست كافى، ممكن است مراد اين باشد كه سؤال مكنيد ما را از آنچه واقع نشد از ما از سعى زياد از براى طلب حق خود، زيرا كه در آن قدرى كه واقع شد و پيش نرفت علميست كافى از براى عذر ما، زيرا كه كسى كه تأمل كند در آنها ميداند كه اگر زياده بر آن هم سعى مىكرديم پيش نمىرفت و سودى نداشت.
و آنچه در نهج البلاغه نقل شده اينست:
«لا تسئل عما لم يكن ففى الذى قد كان لك شغل».