شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩٢ - ١١٠٤٩ يطلبك رزقك أشد من طلبك له، فأجمل فى طلبه
سربلنديى» يعنى اگر عبادتى بكنند بسبب آن سربلندى بر مردم كنند و باعث تكبر و نخوت ايشان مىشود، و «آشكار مىشود بر ايشان هوى» يعنى خواهشها و هوسها، و «پنهان مىماند ميانه ايشان هدى» يعنى يافتن راه حق و رسيدن بآن.
١١٠٤٦ ينبى عن عقل كل امرىء لسانه، و يدل على فضله بيانه.
خبر مىدهد از عقل هر مردى زبان او، و راه مىنمايد بر افزونى او بيان او، يعنى از زبان و سخنان هر مردى قدر عقل و زيركى او را مىتوان يافتن و از بيان او اندازه افزونى مرتبه او را استفاده مىتوان كرد.
١١٠٤٧ يعجبني من الرجل أن يرى عقله زائدا على لسانه، و لا يرى لسانه زائدا على عقله.
خوش مىآيد مرا از مرد اين كه ديده شود عقل او افزون بر زبان او، و ديده نشود زبان او افزون بر عقل او.
١١٠٤٨ يؤول أمر الصبور الى درك غايته و بلوغ أمله.
برميگردد كار بسيار صبر كننده بسوى دريافتن پايان خود، و رسيدن اميد خود، يعنى عاقبت مىيابد پايان و منتهاى مطلب خود را، و مىرسد باميد خود.
و در بعضى نسخهها «بغيته» بجاى «غايته» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه:
بسوى دريافتن مطلب خود.
١١٠٤٩ يطلبك رزقك أشد من طلبك له، فأجمل فى طلبه.
طلب ميكند ترا روزى تو سختتر از طلب كردن تو مر آنرا، پس تأنى كن در طلب آن، يعنى طلب كن طلب معتدلى و افراط مكن در آن، همان قدر طلب كافيست و حاجت زياده بر آن نيست، و ازين معلوم مىشود كه طلب كردن آن آدمى را بعد از طلب معتدل اوست و مشروط به آنست، و اگر نه بايست كه بفرمايند