شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦٥ - ١٠٥٥٣ لا عبادة كأداء الفرائض
١٠٥٤٩ لا زهد كالكف عن الحرام.
نيست زهدى مانند باز ايستادن از حرام، «زهد» بمعنى بى رغبتيست در چيزى، و شايع شده استعمال آن در بى رغبتى در دنيا و ترك آن، و مراد اينست كه بهترين زهدها ترك حرام است و هيچ زهدى بآن نمىرسد پس اگر كسى ترك حرامها كند هر چند مشغول دنيا و لذتهاى آن باشد بهترست از اين كه ترك دنيا بالكليه كند نهايت مرتكب بعضى حرامها گردد.
١٠٥٥٠ لا غرة كالثقة بالأيام.
نيست غفلتى مانند اعتماد كردن بر روزگار، يعنى بدترين غفلتهاست و مراد به «اعتماد بر روزگار» اينست كه اگر روزگار رو باو آورد و بدولتى برسد اعتماد كند بر آن و گمان كند كه هميشه چنين خواهد بود و باين سبب عجب و تكبرى بهم رساند و سر بلندى كند بر مردم و تواضع و فروتنى نكند.
١٠٥٥١ لا جهاد كجهاد النفس.
نيست جهادى مانند جهاد با نفس، يعنى آن بهترين جهادهاست چنانكه مكرر مذكور شد.
١٠٥٥٢ لا فقه لمن لا يديم الدرس.
نيست فقهى از براى كسى كه دايمى ندارد درس را، «فقه» در لغت بمعنى فهم است و شايع شده استعمال آن در علم بأحكام شرعيه و در اينجا هر يك از آنها مراد مىتواند بود.
١٠٥٥٣ لا عبادة كأداء الفرائض.
نيست عبادتى مانند اداى فرايض، مراد به «فرائض» ممكن است نمازهاى