شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٤ - ١٠٨٣٦ لا خير فى الصمت عن الحكمة كما أنه لا خير فى القول بالباطل
١٠٨٣٣ لا يلفى المؤمن حسودا و لا حقودا و لا بخيلا.
يافت نمىشود مؤمن حسود و نه كينهور و نه بخيل، مراد مؤمن كاملست كه اين صفات در او نمىباشد.
١٠٨٣٤ لا ينجع تدبير من لا يطاع.
نفع نمىدهد تدبير كسى كه اطاعت كرده نمىشود، اين همان مضمون «لا رأى لمن لا يطاع» است كه قبل از اين در اين فصل مذكور و شرح شد.
١٠٨٣٥ لا خير فى المناجاة الا لرجلين عالم[١] ناطق[٢] أو مستمع[٣] واع.
نيست خيرى در راز گفتن مگر از براى دو مرد عالمى گويا يا گوش اندازنده حفظ كننده، مراد اينست كه خيرى نيست در آهسته گفتن سخن سر گوشى با كسى و همچنين پنهان داشتن سخن از ديگران مگر با عالمى گويا كه مسئله از او پرسيده شود كه پنهان بايد داشت، يا با شنونده حفظ كننده كه چيزى تعليم او كنند كه مصلحت در اظهار آن نباشد.
١٠٨٣٦ لا خير فى الصمت عن الحكمة كما أنه لا خير فى القول بالباطل.
نيست خيرى در خاموشى از حكمت چنانكه نيست خيرى در گفتن بباطل، مراد بحكمت چنانكه مكرر مذكور شد علم راست درست است.
[١] - شارح( ره) بر روى حرف آخر كلمه« عالم» رفع گذاشته و در زير آن جر نوشته و بالاى آن نيز« معا» نوشته است تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور جايزست.
[٢] - شارح( ره) بر روى حرف آخر كلمه« ناطق» رفع گذاشته و در زير آن جر نوشته و بالاى آن نيز« معا» نوشته است تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور جايزست.
[٣] - شارح( ره) بر روى حرف آخر كلمه« مستمع» رفع گذاشته و در زير آن جر نوشته و بالاى آن نيز« معا» نوشته است تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور جايزست.