شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٩٩ - ١٠٠٣٣ هلك من استنام الى الدنيا و أمهرها دينه فهو حيثما مالت مال اليها، قد اتخذها همه و معبوده
١٠٠٣٢ هلك خزان الأموال و هم أحياء و العلماء باقون ما بقى الليل و النهار، أعيانهم مفقودة و أمثالهم فى القلوب موجودة.
هلاك شدهاند پنهان كنندگان أموال در مخزنها و حال آنكه ايشان زندگانند، و علما باقىاند چندان كه باقيست شب و روز، أعيان ايشان ناياب شدهاند و أمثال ايشان موجودند در دلها، «أمثال» جمع مثل بكسر ميم و سكون ثاء است يا مثل بفتح هر دو بمعنى شبه و نظير، و دويم بمعنى حجت و حديث نيز آمده و شايع شده نيز استعمال آن در هر سخنى كه آن را شأن و غرابتى باشد و ظاهر اينست كه در اينجا مراد يكى از معنيهاى آخر باشد يعنى سخنان ايشان يا حجتها و برهانها كه از أفكار ايشان باشد يا سخنان بلند مرتبه ايشان، و معنى اول نيز مراد مىتواند بود باين كه مراد به «أشباه ايشان» صورتهاى ايشان باشد كه در خاطر در مىآيند نزد مذاكره سخنان و افكار و آثار ايشان، و مراد ذم پنهان كنندگان اموال در مخزنها و مدح علماست باين كه پنهان كنندگان أموال هلاك شده اند يعنى بهلاكت معنوى و حال آنكه هنوز زندهاند، يا باعتبار اين كه حقوق شرعيه آنها را نمىدهند، و يا باعتبار اين كه اصل نگاهداشتن اموال و بهرهمند نشدن خود به آنها و گذاشتن از براى ديگران امريست مذموم، و يا مراد اينست كه مردم نام و نشان ايشان را نمىبرند و بمنزله مردگانند، و مؤيد اينست كه در روايت شيخ صدوق ابن بابويه رحمه الله «مات» بجاى «هلك» است و ترجمه اينست كه: مردهاند خزان أموال، و «علماء هميشه زندهاند» باعتبار اين كه بعد از اين كه اعيان اشخاص مفقود و ناياب مىشود باز امثال ايشان موجودست در دلها، بسبب مذاكره مردم در هر عصر و زمان سخنان و افكار و آثار ايشان را.
١٠٠٣٣ هلك من استنام الى الدنيا و أمهرها دينه فهو حيثما مالت مال اليها، قد اتخذها همه و معبوده.